۱۴۰۱ خرداد ۴, چهارشنبه

«سلام فرمانده»، پنج کودک بلوچ قربانی آب هوتگ‌ها شدند

۲ خرداد ۱۴۰۱
رقیه رضایی
خواندن در ۸ دقیقه
تصویری که وب‌سایت حال‌وش، از «ولی‌محمد جَت»، کودک چهارساله بلوچ که هفته پیش در هوتگ نزدیک روستای خود غرق شد، منتشر کرده است
تصویری که وب‌سایت حال‌وش، از «ولی‌محمد جَت»، کودک چهارساله بلوچ که هفته پیش در هوتگ نزدیک روستای خود غرق شد، منتشر کرده است

رسانه‌های ایران فقط در هفت روز، از غرق شدن پنج کودک بلوچ و یک معلم دوره ابتدایی، در هوتگ‌ها، یا گودال‌های مخصوص جمع‌آوری آب باران در بخش‌های مختلف بلوچستان، خبر داده‌اند. پیش از آن نیز سه کودک دانش‌آموز، درست قبل از عید فطر، در یک هوتگ غرق شده و جان باخته بودند. همزمان طرفداران «علی خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی، ویدیویی تبلیغاتی با عنوان «سلام فرمانده» منتشر کرده‌ و از آمادگی کودکان متولد دهه ۹۰ برای جان‌دادن برای او گفته‌اند. 

نقش حکومت در غرق شدن کودکان بلوچ چیست و چرا فعالان حقوق کودکان می‌گویند، دولت جمهوری اسلامی مقصر اصلی است؟ در گفت‌وگو با «مسعود رئیسی»، فعال بلوچ و سردبیر سایت «رسانک» و «حامد فرمند»، فعال حقوق کودکان، به این سوالات پاسخ داده‌ایم.

***

رسانه‌های ایران در هفت روز منتهی به اول خردادماه، از مرگ ۶ نفر، از جمله ۵ کودک، از ۴ تا ۱۱ سال در اثر لیز خوردن در حین سیراب کردن دام‌ها و آب آوردن برای خانه، در بخش‌های مختلف بلوچستان، خبر داده‌اند. روز شنبه، ۳۱ اردیبهشت‌ماه گفته شد که دختری یازده ساله، از روستای «زهرآپ» از توابع بخش «پیرسهراب» شهرستان چابهار، وقتی داشته به‌همراه برادرش دام‌هایشان را آب می‌داده، سر خورده و درون هوتگ افتاده و جان باخته است.

روز قبل از آن هم، «ولی محمد جَت»، کودکی ۴ ساله، اهل روستای عیدوبازار، بخش «پلان»، شهرستان چابهار در هوتگ افتاد و جان باخت. بخشدار پلان درباره مرگش گفته بود که او به‌همراه والدینش برای میهمانی به روستایی رفته بوده و در اطراف هوتگ مشغول تردد بود که به یک‌باره پایش لیز می‌خورد و درون هوتگ می‌افتد.

روز ۲۵ اردیبهشت‌ماه نیز، فعالان بلوچستان از مرگ دو دانش‌آموز ۶ و ۸ ساله به‌نام‌های «مریم» و «رقیه هوت» و معلم جوانشان، «یاسمین هوت» که برای نجات جان آن‌ها و یک همکلاسی دیگر رفته بود، خبر دادند.

موضوع غرق شدن کودکان در هوتگ‌ها، موضوعی جدی است؛ ولی آمار دقیقی از آن در دسترس نیست. تنها آمار موجود ادعای یک مقام محلی است که روز دوشنبه ۲۶ اردیبهشت‌ماه به خبرگزاری ایسنا گفته بود، ۴۱ زن و کودک  در ۱۱ سال گذشته در هوتگ‌ها جان باخته‌اند.

اما، به‌نظر می‌رسد که خود مقامات دولتی نیز این آمار را قبول ندارند. «جودا سپاهی»، فرماندار چابهار در شامگاه یک‌شنبه، اول خردادماه، در مراسم معارفه شهردار بخش «پلان» از توابع چابهار، مرگ این کودکان را «پرپرشدن فرشته‌های آسمانی» خوانده و گفته است که «تک‌تک مسئولان و مردم محلی» در مرگ این کودکان مقصرند. او ادعا کرده است: «طی یک ماه آینده اقدامات خوبی انجام می‌شود و نباید دختران این سرزمین با غرق شدن در هوتگ فوت کنند و حتی بعد از آن کسی خود را مسئول نداند و شب هم راحت بخوابد.»

سپاهی همچنین در مصاحبه دیگری با خبرگزاری مهر، به «موقعیت ویژه اقتصادی و تجاری» چابهار و این‌که این شهر «ثروتمند» است، اشاره کرده و از مردم چابهار خواسته که این دختران را فرزندان خود بدانند و به «حصارکشی»، «ایمن‌سازی» و «ساماندهی» بیش از ۹۰۰ هوتگ در این شهرستان کمک کنند.

اگر آب لوله‌کشی بود، جان کودکان در خطر نبود

بلوچستان ایران، بیشترین تعداد قربانیان آب آشامیدنی به نسبت جمعیت را دارد. علاوه بر کودکان و بزرگسالانی که هر روز به واسطه آشامیدن از آب غیرسالم، بیمار می‌شوند، در سال‌های گذشته، گزارش‌های بسیاری نیز از جراحت و قطع عضو به‌دلیل حمله «گاندو» یا تمساح پوزه کوتاه، مخابره شده است.

در عین‌حال، سر خوردن درون هوتگ‌ها یا همان گودال‌های دست‌سازی که به نظر می‌رسد دست‌کم صد سال است، در جغرافیای بلوچستان قدمت دارند و منبع اصلی تامین آب آشامیدنی میلیون‌ها نفر شده‌اند، نیز به آمار این قربانیان افزوده است.

«مسعود رئیسی»، فعال حقوق‌بشر بلوچ می‌گوید که بلوچستان و به‌ویژه منطقه دشتیاری و چابهار، فقط اسم شهرستان و شهر را یدک می‌کشند و در آن‌ها خبری از زیرساخت‌های معمول شهری نیست.

او توضیح می‌دهد: «دشتیاری فقط روی نقشه، شهرستان است؛ وگرنه مجموعه‌ای از روستاهای بدون زیرساخت‌های شهری است. در آن‌جا با وجود دو سد بزرگ پیشین و زیردان، خبری از لوله‌کشی نیست و مردم یا از طریق آب‌رسانی صحرایی، آب مورد نیاز خود را تامین می‌کنند، یا از گودال‌هایی که برای ذخیره آب باران کنده شده‌اند.»

رئیسی با اشاره به نبودن شبکه آب‌رسانی به روستاهایی که در فواصل نزدیک به‌هم قرار دارند، می‌گوید: «برخی رسانه‌های داخلی طوری می‌نویسند هوتگ‌ها برای استفاده احشام هستند، گویی که مردم قبلا آب لوله‌کشی داشته‌اند؛ ولی الان با خشکسالی، آب در سدها نیست. در حالی‌که این سدها همیشه پر هستند و فقط گاهی آب سدها را رها می‌کنند تا به کشاورزان برسد و در بقیه موارد آب پشت سد تبخیر می‌شود؛ ولی به دست مردم نمی‌رسد.»

مسعود رئیسی با تاکید بر این‌که اگر آب لوله‌کشی وجود داشت، جان کودکان تا این حد در خطر نبود، می‌گوید: «مردان خانواده برای کشاورزی یا کار، به بیرون از روستا می‌روند. بنابراین، وقتی در منزل آب لازم باشد، چون خبری از آب لوله‌کشی شده نیست، کودکان را می‌فرستند که آب بیاورند.»

این فعال حقوق‌بشر در حالی از نبودن شبکه آب‌رسانی خبر می‌دهد که مطابق اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی دولت موظف است، هرگونه محرومیت در زمینه‌های تغذیه، مسکن، کار و بهداشت را برطرف کند. در کنار این تکلیف حقوقی، قانون «توزیع عادلانه آب»، مصوب اسفندماه سال ۱۳۶۱ نیز، با محول کردن مسئولیت تام مدیریت منابع آبی به دولت، موضوع آب‌رسانی را هم بر عهده دولت دانسته است.

رئیسی به نبود امکانات تفریحی، پارک و زمین بازی برای کودکان نیز پرداخته و می‌گوید: «از جای تفریحی، پارک یا وسایل بازی که بچه‌ها در آن سرگرم بشوند، خبری نیست. هر چند کیلومتر یک روستاست و بچه‌ها هم وقتی حوصله‌شان سر می‌رود، می‌روند زیر نخل‌ها یا در باغ‌ها بازی می‌کند. هر روستایی برای خودش هوتگ دارد و بچه‌ها معمولا کنار هوتگ‌ها هم بازی می‌کنند.»

او با اشاره به دوران کودکی خود، می‌گوید: «زمانی که من کودک بودم در منطقه ما، فقط رودخانه سرباز بود. نه پارکی وجود داشت و نه جایی که وقتی یک بچه از خانه بیرون می‌آمد، بتواند برای تفریح برود. فقط نخلستان و رودخانه بود. همه بلوچستان همین‌طور است.»

دولت مقصر جان‌باختن کودکان در هوتگ‌هاست

حامد فرمند، فعال حقوق کودکان به ایران‌وایر می‌گوید که موضوع غرق شدن کودکان فقط یک تصادف نیست. او با اشاره به سابقه‌دار بودن این موضوع در استان سیستان و بلوچستان و سایر استان‌های جنوبی ایران، می‌گوید: «این برای امروز و دیروز نیست. مساله این است که سال‌هاست که کودکان در هوتگ‌ها غرق می‌شوند و سال‌هاست که مسئولان انکار می‌کنند، خانواده‌ها را مقصر می‌دانند، یا از یک سری موضوعاتی که باز هم وظیفه خودشان است، مثل کمبود بودجه حرف می‌زنند.»

او ادامه می‌دهد: «چطور است که بودجه‌های کلانی صرف تبلیغات اسلامی یا نهادهایی مثل سپاه می‌شود، اما برای حداقل رفاه و تامین جان و سلامت کودکان، هیچ اقدامی نمی‌شود؟»

این فعال حقوق کودکان همچنین می‌گوید: «کودکان معمولا به سه دلیل به کنار هوتگ‌ها می‌روند و آسیب دیده یا غرق می‌شوند. آن‌ها یا برای کار، که شامل کار کودکان برای آب دادن به دام‌ها و آوردن آب می‌شود، یا برای بازی کنار این گودال‌ها می‌روند و بعد دچار حادثه شده و غرق می‌شوند.»

بنا به گفته این فعال حقوق کودکان، هر سه این دلایل مطابق پیمان‌های بین‌المللی که جمهوری اسلامی آن‌ها را پذیرفته و امضا کرده، مسئولیت مرگ این کودکان را به دوش حکومت جمهوری اسلامی می‌اندازد.

فرمند با تاکید بر این‌که این پیمان‌ها فقط موارد مکتوبی است که الزام حفاظت از جان کودکان را برای دولت‌ها یادآور می‌شود، می‌گوید: «دو پیمان‌نامه حقوق کودک و میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، فارغ از فلسفه حقوقی حکومت و مسئولیت عمومی دولت‌ها برای حفظ جان کودکان، دولت‌ها را موظف کرده که اقدامات لازم را برای حفظ جان کودکان انجام دهد.»

این فعال حقوق کودکان ساکن امریکا توضیح می‌دهد: «در ماده ۶ پیمان‌نامه حقوق کودکان، به حق ذاتی کودکان برای زندگی، بقا و رشد پرداخته شده است. ماده ۲۷ این پیمان نامه هم دولت‌ها را ملزم کرده که سطح زندگی متناسب با رشد کودکان را مهیا کند. در ماده ۳۱ هم، بر حق استراحت، داشتن اوقات فراغت و فعالیت‌های تفریحی کودکان تاکید کرده است. مجموعه این‌ها، در بستری عاری از تبعیض، حق همه کودکان است. کودکان نباید اجحافی بر مبنای قومیت، منطقه جغرافیایی و مذهب و جنسیت را تجربه کنند. بنابراین، علاوه بر قوانین داخلی که به صراحت می‌گوید، کار کودکان زیر ۱۵ سال باید ممنوع باشد و آن‌ها بتوانند از تفریح، آموزش و زندگی سالم بهره ببرند، این پیمان‌نامه نیز هست که نقض حقوق کودکان بلوچ در این مورد را نشان می‌دهند.»

حامد فرمند در ادامه با تاکید بر این‌که آب آوردن توسط کودکان  یا سیراب کردن دام‌ها، نوعی کار کودک است، می‌گوید: «کودکان به این دلیل که زیرساخت‌هایی که حداقل‌های زندگی، مثل آب آشامیدنی و سالم را مهیا کند، موجود نیست، ناچار می‌شوند برای آوردن آب به هوتگ‌ها بروند و جان خود را از دست می‌دهند.»

این فعال حقوق کودکان همچنین به بخش‌هایی از میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که جمهوری اسلامی نیز آن را پذیرفته است، اشاره کرده و می‌گوید: «ماده ۷ این میثاق، مشخصا تامین بهداشت و ایمنی محل کار را برعهده دولت گذاشته است. ماده ۱۱ نیز تامین خوراک،  پوشاک و مسکن و ماده ۱۲ هم بهره‌مندی از بهترین حالت جسمی، روانی و ذهنی را وظیفه دولت‌ها دانسته است. بنابراین، مطابق این میثاق نیز حقوق این کودکان نقض شده است و دولت مسئولیت آن را برعهده دارد.»

به باور حامد فرمند، علاوه بر این‌که حقوق پایه‌ای کودکانی که قربانی هوتگ‌ها و نبودن شبکه آب‌رسانی می‌شوند، ضایع شده، نوعی تبعیض اتنیکی و مبتنی بر محیط جغرافیایی نیز به این کودکان تحمیل می‌شود، چون اغلب این کودکان متعلق به اقلیت‌های اتنیکی و مذهبی هستند.

این فعال حقوق کودکان با تاکید بر مسئولیت دولت در فراهم کردن سیستم حمایتی از کودکان می‌گوید: «این‌که برخی کارشناسان در ایران می‌گویند، خانواده‌ها و اطرافیان کودکان نیز مسئولیت دارند، درست نیست. در این مورد خاص، حتی موضوع آموزش پدر و مادر هم معنادار نیست، چون موضوع به شکل کاملا واضحی به نبود زیرساخت‌ها باز می‌گردد. اگر چنین هم نبود، مسئولیت آموزش خانواده‌ها برای حفظ امنیت کودکان، وظیفه دولت‌هاست.»

فرمند در پایان نیز، واگذار کردن مسئولیت دولت را، ندیدن نقض سیستماتیک حقوق کودکان خوانده و می‌گوید: «جایی برای محکوم کردن خانواده‌ها وجود ندارد و این دولت است که پشت چنین نگاهی پنهان می‌شود.»



source https://koodak.bashariyat.org/?p=43699

دادگاه تجدیدنظر استان تهران؛ هستی امیری، به یک‌سال حبس و مجازات‌های تکمیلی محکوم شد

کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

هستی امیری، توسط دادگاه تجدید نظر استان تهران به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام، به تحمل یک سال حبس و مجازات‌های تکمیلی محکوم شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی؛ امتداد، طی روزهای اخیر، با انتشار گزارشی نوشت: هستی امیری، فعال دانشجویی، توسط شعبه دادگاه تجدیدنظر استان تهران به اتهام«فعالیت تبلیغی علیه نظام»به تحمل یک سال حبس و مجازات‌های تکمیلی محکوم شد.‌

لازم به ذکر است، در تاریخ ۱۷ اسفند ماه ۱۴۰۰، هستی امیری، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری، به اتهام《فعالیت تبلیغی علیه نظام》به تحمل یک سال حبس تعزیری و دو سال محرومیت از عضویت در احزاب و گروه‌ها و دسته جات سیاسی و اجتماعی و فضای مجازی، ضبط یک دستگاه گوشی تلفن همراه، محکوم و از اتهام《اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور》تبرئه شده بود.‌

ماموران امنیتی، در تاریخ ۱۳ دی ماه ۱۴۰۰، با مراجعه به محل سکونت هستی امیری اقدام به بازداشت این فعال دانشجویی کرده بودند اما با توجه به عدم حضور او در منزل به خانواده وی اعلام شد که باید در تاریخ ۱۸ دی ماه ۱۴۰۰، به شعبه ۲ بازپرسی دادسرای زندان اوین مراجعه کند.

در تاریخ ۱۸ دی ماه ۱۴۰۰، پس از حضور هستی امیری، در شعبه ۲ بازپرسی دادسرای زندان اوین، این فعال دانشجویی با اتهامات《اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور》و《فعالیت تبلیغی علیه نظام》 تفهیم اتهام و پس از صدور قرار وثیقه ای به مبلغ ۵۰۰ میلیون تومان به علت انجام مراحل تودیع این فعال دانشجویی به مدت ۱ روز را در زندان اوین بسر برد و سپس با تودیع وثیقه آزاد شد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49965

بیلان یک هفته‌ای خامنه ای؛ اعدام یک کودک و۷مرد

روز ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱ اعدام یک کودک مجرم در یزد بار دیگر نگاه‌ها را متوجه خامنه‌ای و نظام کودک‌کش او کرد.

محراب صالحی که در ۱۶ سالگی به جرم قتل‌عمد دستگیر شده بود، بدست قاتلان حکومتی در ۲۰ سالگی اعدام شد.

محراب پیش از این دو بار برای اعدام پای چوبه‌دار برده شده بود و هر بار با زجرکش کردن دوباره به سلول بازگردانده شد.

به گفته نزدیکان این زندانی: «محراب متولد اسفند ماه ۱۳۸۱ و در دی ماه ۱۳۹۸ بازداشت شد. او در زمان دستگیری ۱۶ سال و ۱۰ماه داشت».

محراب در حالی به جرمی که در ۱۶ سالگی متهم به آن بود اعدام شد که کنوانسیون‌های جهانی اعدام و مجازات کودک را تحت هر عنوانی مردود می شمارد.

قباد نارویی در روز ۲۷ اردیبهشت در زندان مرکزی بیرجند حلق آویز شد. قباد فرزند امان‌الله از فرزندان مردم بلوچ و اهل روستای نصر‌آباد زابل بود.

اعدام؛ قسمت این است که ایستاده بمیرم

قباد نارویی سه سال پیش در بیرجند توسط نیروی انتظامی بازداشت و از آن زمان تا موقع اعدام، در همان زندان محبوس بوده است. به گفته منابع مطلع پدر قباد در اوایل بازداشت پسرش، پس از ملاقات با او سکته کرد و جان‌سپرد. قباد نارویی پیش از حلق آویز شدن روی پای خود نوشته بود: «‌قسمت اینست که ایستاده بمیرم!».

اما محراب تنها میهمان بزم خونخواری خامنه ای طی این هفته نبود.

-‌ محمد بامری روز ۲۴اردیبهشت در زندان ایرانشهر حلق آویز آویخته شد.

-‌ خلیل رضایی‌پور روز ۲۷ اردیبهشت در زندان مرکزی قم به دار آویخته شد. خلیل رضایی  ۳۰ ساله، از حدود چهار سال پیش به اتهام حمل «مواد‌مخدر» بازداشت و در زندان بود. او دو سال اول حبس خود را در زندان قزل‌حصار سپری کرده و سپس به زندان قم منتقل شده بود.

روز ۲۸ اردیبهشت میرغضب‌های خامنه ای روز پرکاری داشتند؛

 فرشاد نعمت زاده
مهدی شیرچیان
و اسحاقی

هر سه نفر در زندان مرکزی آمل حلق آویز شدند.

معلم بازنشسته قباد خدا کرمی در زندان مرکزی خرم آباد حلق آویز شد.

این معلم بازنشسته به اتهام قتل بازداشت شده بود. حلق آویز کردن او نیز روز ۲۸ اردیبهشت توسط منابع حقوق بشری اعلام شد.

روز چهارشنبه ۲۸اردیبهشت، دادگاه حکومتی در خراسان رضوی داریوش رحیمی ۳۲ساله را به اتهام قتل یک مزدور نیروی انتظامی به اعدام در ملأعام محکوم کرد. این چهارمین حکم اعدام در ملأعام از ابتدای سال جاری می‌باشد.

لازم به یادآوری است که هفته گذشته اپوزیسیون ایران در کارزار بزرگ افشای اطلاعات قضاییه خامنه ای، یک لیست شوکه‌کننده از ۵۳۷۰ زندانی محکوم به اعدام در زندان های ولایت فقیه را افشا کرد.

این بیلان یک هفته‌ای خامنه‌ای در زندان‌هاست. اما کشتاری که طی هفته گذشته در خیابان‌ها براه انداخت نیاز به تهیه بیلانی دیگر است.

 



source https://koodak.bashariyat.org/?p=43694

مادر و دختر بازداشت شده اهل مریوان آزاد شدند

 کَژان صمدی ۴۰ ساله و دخترش شیلان امید‌پناه ۱۸ ساله اهل مریوان که اواخر فروردین ماه همراه با سه شهروند دیگر در مرز بانه توسط نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شده بودند، روز پنج‌شنبه ۲۹ اردیبهشت‌ ١٤٠١  آزاده شده‌اند.
این دو شهروند پس از یک ماه بازداشت آزاد شده و در ایام بازداشت از حق دسترسی به وکیل و همچنین ملاقات با خانواده خود محروم بوده‌اند. سه شهروند دیگر که به همراه این مادر و فرزند بازداشت شده بودند، کماکان در بازداشت به سر می‌برند.
کَژان صمدی و دخترش شیلان امید‌پناه اواخر ماه گذشته به همراه سه شهروند دیگر به نام‌های وریا موید اهل سنندج، علی صحرایی اهل کرمانشاه، و نوزاد کریمی اهل مریوان در مرز بانه توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شده بودند.
هه‌نگاو پیشتر گزارش داده بود که این اشخاص که از اعضای سابق حزب کومله و ساکن اقلیم کُردستان بوده‌اند، اواخر فروردین ‌ماه سال جاری قصد عزیمت به ترکیه و -احتمالا اروپا- را داشته‌اند بواسطه قاچاقیان انسان به سمت مرز بانه در حرکت بوده‌اند تا از طریق مرز ارومیه به ترکیه بروند. در مسیر حرکت به کمین نیروهای اطلاعات سپاه که گویا از طریق مخبرین خود از ماجرا مطلع بوده، افتاده و بازداشت شده‌اند.



source https://koodak.bashariyat.org/?p=43690

آمار نگران‌کننده خودکشی ۱۲ نوجوان زیر ۱۸ سال طی دو ماه در شهرهای کُردستان

روز دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱ دو نوجوان به نام‌های محمد بادره ۱۱ ساله اهل مریوان و سینا خورانی ۱۶ ساله اهل ایوانغرب از توابع استان ایلام به دلایل نامعلومی خود را حلق آویز و به زندگی خود پایان دادند.

با استناد به آمار به ثبت رسیده در مرکز آمار و اسناد سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، طی دو ماه گذشته (از آغاز سال ۱۴۰۱) تاکنون، دست‌کم ۱۲ نوجوان زیر ۱۸ ساله شامل ۷ پسر و ۵ دختر در شهرهای مختلف کُردستان اقدام به خودکشی و به زندگی خود پایان داده‌اند.
بیشترین آمار خودکشی با ۳ مورد در شهر جوانرود ثبت شده و در شهرهای قطور، سقز، کرمانشاه، سلماس، ایلام، مریوان، کامیاران، پاوه و ایوانغرب هر کدام یک مورد خودکشی نوجوانان ثبت شده است.



source https://koodak.bashariyat.org/?p=43686

خودکشی دو کودک ۱۲ و ۱۵ ساله در مریوان و اصفهان

خبرگزاری هرانا – روز یکشنبه ۱ خردادماه، یک کودک ۱۲ ساله در شهرستان مریوان از طریق حلق آویز کردن خود دست به خودکشی زد و جان باخت، در یک واقعه مشابه، روز پنجشنبه ۲۹ اردیبهشت ماه، یک کودک کار ۱۵ ساله در اصفهان از طریق حلق آویز کردن خود دست به خودکشی زد و جان باخت. این دختر که نجمه نام داشت در زمانی که کمتر از ۶ سال سن داشت دستفروشی در خیابان را آغاز کرده بود. بنابر گزارشات آماری سازمان پزشکی قانونی، سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی‌های سالانه بیش از ۷ درصد اعلام شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کردپا، روز یکشنبه ۱ خرداد ۱۴۰۱، یک کودک ۱۲ ساله در شهرستان مریوان از طریق حلق آویز کردن اقدام به خودکشی کرده و جان خود را از دست داد.

هویت این کودک محمد بادره، فرزند عبدالله و اهل مریوان عنوان شده است. از دلایل و انگیزه خودکشی این کودک اطلاعی به دست نیامده است.

بنا بر گزارشی دیگر به نقل از همشهری، روز پنجشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، یک کودک کار ۱۵ ساله در اصفهان از طریق حلق آویز کردن دست به خودکشی زده و جان باخت.

نوید مسائلی، مدیرعامل مؤسسه مردم‌نهاد طلوع مهر و دوستی ویژه حمایت از کودکان کار ضمن اعلام این خبر گفت: “نجمه را وقتی حدود ۶، ۷ سال داشت در خیابان جلفای اصفهان شناسایی کردیم. آن زمان نجمه گل می‌فروخت و دست‌فروشی می‌کرد، گاهی هم همراه پدرش ساز می‌زد. خانواده‌اش از اتباع خارجی هستند که ۸ فرزند دارند و وضعیت مالی خیلی خوبی ندارند، هنوز هم خواهر و برادرهایش کار می‌کنند”.

وی ادامه داد: “بعد از ظهر پنجشنبه گذشته نجمه بعد از یک اختلاف و مشاجره خانوادگی به اتاق می‌رود و با یک پارچه خودش را حلق‌آویز می‌کند. آن‌طور که پیگیری کردیم چند وقت قبل هم یکی از اقوام دور نجمه فوت کرده بود و او مدام در فضای مجازی پیگیر این موضوع بود”.

مسائلی با اشاره به اینکه کودکان کار از سن پایین در خیابان بزرگ می‌شوند و آسیب‌های زیادی می‌بینند، عنوان کرد: “نهادهای حمایتی مثل خانواده، حمایت زیادی از کودکان کار نمی‌کنند و به همین دلیل این بچه‌ها بیشتر در معرض آسیب هستند و وقتی به سن نوجوانی می‌رسند ممکن است دچار آسیب‌های جدی ازجمله خودکشی شوند، همان‌طور که متأسفانه جای چاقو روی دست‌های بیشترشان است و یا قرص می‌خورند و خودکشی‌های موفق و ناموفق دارند”.

سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی‌های سالانه از سوی سازمان پزشکی قانونی بیش از ۷ درصد اعلام شده است.

 



source https://koodak.bashariyat.org/?p=43682

فقر آموزشی در ایران؛ وجود ۹۳۵ هزار دانش آموز بازمانده از تحصیل در کشور

خبرگزاری هرانا – مدیرکل آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش از وجود ۹۳۵ هزار دانش آموز بازمانده از تحصیل در کشور خبر داد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا، مدیرکل آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش از وجود ۹۳۵ هزار دانش آموز بازمانده از تحصیل در کشور خبر داد که در این گزارش به حدود ۱۸۵ دانش‌آموز بازمانده از تحصیل و ۷۵۰ هزار دانش آموز تارک تحصیل در کشور اشازه شده است.

محمدحسین حسینی در سلسله نشست‌های فقر چندبعدی و سیاست‌های فقرزدایی با عنوان «فقر آموزشی در ایران»، با بیان اینکه خوشحالم نهادهای بیرونی به موضوعات آموزش و پرورش ورود می کنند گفت: ما هیچ راه همواری برای توسعه کشور جز آموزش و پرورش نداریم.

مدیرکل آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: اما اگر به هردلیلی بچه‌های ما مدرسه نیامدند و یا با افت تحصیلی به مقاطع بالاتر رفتند و در مقابل دانش آموزانی با هزینه‌های هنگفت به بالاترین کیفیت یادگیری دست یافتند، یک شکاف بسیار فاجعه بار ایجاد می‌شود که تبعات بسیاری به همراه خواهد داشت. همین شکاف و اختلاف است که می‌تواند سرچشمه بزه و فساد و غیره شود.

حسینی با بیان اینکه ما گاهی با اقداماتی که انجام می‌دهیم یک مسئله پیچیده را بغرنج‌تر و پیچیده تر می‌کنیم گفت: اینکه بچه‌ها بیرون از مدرسه باشند و یا یادگیری خوبی نداشته باشند سرچشمه ناملایمات است. لازم است یک گفتمان انتقادی شکل بگیرد مبنی بر آنکه حال آموزش و پرورش خوب نیست؛ ۷۵۰ هزار تارک تحصیل و ۱۸۵ هزار بازمانده از تحصیل داریم. در زمینه دسترسی آموزشی، فضا و تجهیزات و حضور دانش آموز در مدرسه بسیار مهم است. همچنین لازم است در زمینه کیفیت آموزش مطالبه‌گری شود.

 



source https://koodak.bashariyat.org/?p=43678

۱۴۰۱ خرداد ۳, سه‌شنبه

کودک‌آزاری در دختران نسبت به پسران شیوع بیشتری دارد

کودک‌آزاری در دختران نسبت به پسران شیوع بیشتری دارد

ایسنا/خراسان رضوی سرپرست معاونت امور اجتماعی بهزیستی خراسان رضوی درخصوص میزان کودک‌آزاری در دختران و پسران گفت: شیوع کودک‌آزاری در دختران بیشتر بوده اما گزارش ها بیشتر در مورد پسران است که شاید یکی از دلایل آن  بروز آزارهای جنسی در دختران و ملاحظات اخلاقی در اعلام آن موارد باشد.

شهره شاهرودی در گفت‌وگو با ایسنا در خصوص آمار کودک‌آزاری بیان کرد: گزارش‌های دریافتی توسط خط تلفن ۱۲۳ در مورد کودک‌آزاری نشان می‌دهد که طی سال ۱۴۰۰ نسبت به سال ۹۹ آمار اندکی کاهش یافته است که علت آن از میان برداشته شدن نسبی قرنطینه‌های مکرر در سال ۹۹ است؛ زیرا در دوران شیوع کرونا حضور کودکان و والدین به مدت طولانی در منزل و ایجاد مشکلات مالی در خانواده‌ها , افزایش آمار کودک آزاری را به دنبال داشت.

وی ادامه داد: طی یک ماه اول امسال تعداد ۱۳۳مورد  و در وضعیت مشابه سال ۱۴۰۰ تعداد ۱۱۰ مورد کودک‌آزاری به خط تلفن ۱۲۳ گزارش شده است که طیف متفاوتی از مداخلات را به همراه داشته است.

سرپرست معاونت امور اجتماعی بهزیستی خراسان رضوی در مورد دلایل کودک‌آزاری تصریح کرد: دلایل متعددی در بروز کودک‌آزاری موثر است، از جمله عدم آشنایی والدین به شیوه‌های فرزندپروری، اعتیاد والدین، مشکلات روحی و روانی مراقبین کودک یا سرپرستان و…

شاهردی درخصوص میزان کودک‌آزاری در دختران و پسران گفت: شیوع کودک‌آزاری در دختران بیشتر بوده اما گزارش ها بیشتر در مورد پسران است که شاید یکی از دلایل آن  بروز آزارهای جنسی در دختران و ملاحظات اخلاقی در اعلام آن موارد باشد.

وی در خصوص آثار کودک‌آزاری در بزرگسالی تصریح کرد: قطعا هر نوع کودک‌آزاری اعم از روحی، جسمی و جنسی آثار مخربی در بزرگسالی به همراه داشته و محققان بر این باورند که آزاردیده‌های امروز، آزارگران آینده هستند؛ در نتیجه چنانچه خواهان نسلی سالم و پویا هستیم، بایستی به مساله کودک‌آزاری توجه ویژه نماییم.

سرپرست معاونت امور اجتماعی بهزیستی خراسان رضوی در پاسخ به این سوال که در کدام طبقات جامعه کودک آزاری بیشتر انجام می‌شود؟ پاسخ داد: در تمامی طبقات اجتماعی کودک‌آزاری با شیوه‌های متعدد وجود داشته که نشان‌دهنده عدم آگاهی خانواده‌ها به حقوق کودک است. هر چه سطح دانش خانواده پایین‌تر باشد، کودک آزاری بیشتر به وقوع می‌پیوندد.

شاهرودی درمورد راه‌های پیشگیری از کودک‌آزاری بیان کرد: برای پیشگیری از کودک‌آزاری بایستی کلیه افراد جامعه که به طریقی با کودکان در ارتباط هستند از حقوق کودکان آگاهی داشته و منابع کمکی در زمان مشاهده کودک‌آزاری را بشناسند. قطعا تبلیغات و اطلاع‌رسانی از طریق رسانه‌های جمعی در این خصوص مفید فایده خواهد بود.

وی ادامه داد: از سوی دیگر آگاه‌سازی کودکان خصوصا کودکانی که در شرایط مخاطره‌‎آمیز قرار دارند با منابع یاری‌رسان از جمله اورژانس اجتماعی می‌تواند در پیشگیری از این مساله و ارائه خدمت در زمان مناسب مفید باشد؛ بنابراین نقش مدارس که بیشترین گروه هدف کودکان را در اختیار دارند در این زمینه بسیار حائز اهمیت است.

 



source https://koodak.bashariyat.org/?p=43675

ادامه بازداشت غیرقانونی سعدا خدیرزاده زندانی باردار در زندان ارومیه

 سعدا خدیرزاده زندانی سیاسی باردار محبوس در زندان ارومیه که چندی پیش پس از ۱۱ روز به اعتصاب غذای خود در این زندان پایان داده بود، علی‌رغم معاینه توسط پزشک قانونی و تایید برگه‌های پزشکی وی توسط آنها، همچنان به صورت غیرقانونی در بند زنان این زندان نگهداری می‌شود و سلامتی وی و جنین‌اش در خطر جدی قرار دارد.
به گفته یک منبع مطلع از داخل زندان ارومیه، طی روزهای گذشته سعدا خدیر‌زاده دوبار در زندان ارومیه توسط تیم پزشک قانونی مورد معاینه قرار گرفته و آنها نیز تمامی برگه‌های پزشکی این زندانی سیاسی را تایید و اعلام کرده‌اند که وی برای زایمان باید به خارج از زندان منتقل شود. با این حال مسئولین زندان تاکنون از اعزام این زندانی سیاسی باردار که کمتر از دو هفته تا زمان زایمان وی باقیمانده است و همچنین آزادی وی با وثیقه مخالفت کرده‌اند.
سعدا خدیرزاده از روز سه‌شنبه ۶ اردیبهشت‌ماه تا روز شنبه ۱۷ اردیبهشت به نشانه اعتراض به ۷ ماه بلاتکلیفی خود در بند زنان زندان مرکزی ارومیه دست به اعتصاب غذا زده بود و پس از ۱۱ روز و قول مساعد مسئولین زندان مبنی بر انتقال وی به مراکز درمانی و یا آزادی موقت ایشان با قید وثیقه، به اعتصاب خود پایان داد.

 

چندی پیش هه‌نگاو یک فایل صوتی از این زندانی سیاسی را منتشر نمود که در آن سعدا خدیرزاده می‌گوید: “من را به عنوان یک گروگان در زندان نگه‌داشته‌اند برای اعتراف اجباری مرا تهدید کرده اند”.

پس از رسانه‌ای کردن این خبر توسط سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز پنج‌شنبه عفو بین الملل با انتشار بیانیه‌ای در این رابطه نوشت: “مقامات ایران در اقدامی بیرحمانه جان و سلامت یک زن زندانی باردار به نام سعدا خدیرزاده را به بازی گرفته‌اند. این زندانی کرد که به شکل خودسرانه در بند زنان زندان ارومیه در استان آذربایجان غربی بازداشت شده است، در هشتمین ماه بارداری است و از بیمارهای‌های قلبی و کلیوی رنج می‌برد. با این حال، مسئولان او را از دسترسی به مراقبت‌های پزشکی تخصصی که نیازمند اعزام به یک مرکز درمانی خارج از زندان است محروم کرده‌اند.”

 

سعدا خدیرزاده ۳۲ ساله و اهل پیرانشهر روز پنج‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۰ (۱۴ اکتبر ۲۰۲۱) توسط نیروهای اداره اطلاعات پیرانشهر بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد امنیتی در ارومیه منتقل شد. وی پس از ۲۵ روز و اتمام بازجویی‌ها به بن زنان زندان مرکزی ارومیه منتقل و از آن زمان تاکنون بلاتکلیف در بند زنان زندان مرکزی ارومیه و بدون دسترسی به برخورداری از خدمات پزشکی زنان در حین دوران بارداری، نگهداری می‌شود.



source https://koodak.bashariyat.org/?p=43660

سانسور عجیب تصاویر دختران از بیلبوردی در دانشگاه امیرکبیر/ عکس

خبرآنلاین

سانسور عجیب تصاویر دختران از بیلبوردی در دانشگاه امیرکبیر/ عکس

به گزارش خبرآنلاین، انتشار تصویری از بیلبورد انتخابات انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر که در آن عکس دختران دانشجو حذف شده با واکنش‌های زیادی در شبکه‌های اجتماعی مواجه شده است. هنوز هیچ واکنش رسمی از سوی مسئولان این دانشگاه اعلام نشده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=49957

تهران؛ یک قربانی کودک همسری به اتهام قتل همسرش بازداشت شد

۱۱.بهمن.۱۴۰۲هرانا در آبان ماه امسال یک قربانی کودک همسری در تهران با خوراندن قهوه مسموم به همسر خود، وی را به قتل رساند. طی روزهای اخیر، م...