۱۴۰۱ مهر ۱۶, شنبه

مقصران مرگ دختر 4 ساله در تهران بازداشت شدند

کیفرخواست پرونده مرگ دختر 4 ساله‌ای که به دنبال سقوط در چاه 46 متری جان باخته بود در حالی صادر شد که اتهام متهمان تسبیب در قتل شبه عمدی شناخته شده است.

حادثه 24 –  کیفرخواست پرونده مرگ دختر 4 ساله‌ای که به دنبال سقوط در چاه 46 متری جان باخته بود  در حالی صادر شد که اتهام متهمان تسبیب در قتل شبه عمدی شناخته شده است.

رسیدگی به این پرونده از عصر یکشنبه 19 تیر و به دنبال گزارش مرگ دختری 4 ساله به نام معصومه در فضای سبز کنار بزرگراه افسریه به دستور بازپرس میثم حسین پور آغاز شد. بررسی‌های اولیه حکایت از آن داشت که دخترک به همراه خانواده‌اش به فضای سبز رمپ کنار بزرگراه افسریه رفته بود و هنگامی که  پدرش مشغول عکس گرفتن از دخترش بود ناگهان دخترک در یک لحظه از جلوی دوربین ناپدید شد. پس از جست و جوی فراوان  مشخص شد که دختر کوچولو به داخل چاهی که دهانه آن بسیار کم عرض و قابل رؤیت نبوده سقوط کرده و در عمق 46 متری چاه جان باخته است.

به‌دنبال این حادثه و با نظر کارشناسان، بازپرس جنایی دستور بازداشت شهردار منطقه 15، شهردار ناحیه 5 و پیمانکار فضای سبز را صادر کرد. همزمان تیم کارشناسی متشکل از کارشناس حوادث کار و کارشناس رسمی دادگستری راهی محل حادثه شده و تحقیقات برای شناسایی علت و مقصران مرگ دخترک ادامه یافت. پس از آن که هیأت کارشناسی نظریه اولیه خود را اعلام کرد این نظریه با اعتراض متهمان این پرونده روبه‌رو شد و این بار هیأت کارشناسی سه نفره تشکیل شد.

با انجام تحقیقات بیشتر آنها نیز در نهایت اعلام کردند در این حادثه شهردار منطقه 15 به میزان 50 درصد، شهردار ناحیه 5 به میزان 40 درصد و پیمانکار فضای سبز نیز 10 درصد در مرگ دختر کوچولو مقصر بوده‌اند. بدین ترتیب کیفرخواست این پرونده برای متهمان به اتهام تسبیب در قتل شبه عمدی صادر شد و پرونده برای محاکمه متهمان و صدور رأی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.



source https://koodak.bashariyat.org/?p=45155

۱۴۰۱ مهر ۱۵, جمعه

نیویورکر: چگونه جنبش اعتراضی حجاب در ایران این‌گونه قدرتمند شد؟

VOAPNN

اعتراضات در مقابل پارلمان سوئد - ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۲

چهار دهه پس از انقلاب سال ۱۳۵۷، تنش‌ها در جمهوری اسلامی به اوج خود رسیده است. آیزیک چورتنر روزنامه نگار نشریه آمریکایی نیویورکر با نوشتن این مطلب برای بررسی اعتراضات اخیر ایران با فاطمه شمس، استاد دانشگاه ادبیات فارسی در دانشگاه پنسلوانیا، شاعر، و نویسنده گفت‌وگو کرده است که از سال ۲۰۰۹ در تبعید به سر می‌برد.

نیویورکر می‌نویسد مرگ مهسا امینی، دختر ۲۲ ساله سقزی باعث گسترده‌ترین اعتراض‌ها در ایران از سال ۲۰۰۹ شد. این اعتراضات شامل اقدام زنان در برداشتن حجاب بوده است، حجابی که داشتن آن دستور حکومت محافظه‌کار ایران است. حکومتی که در حال حاضر، به نوشته این مجله، علی خامنه‌ای «بیمار» آن را رهبری می‌کند، سعی کرده دسترسی به اینترنت را نیز محدود کند.

فاطمه شمس درباه تفاوت اعتراضات جاری با اعتراضات گذشته می‌گوید «شعار اصلی این انقلاب «زن، زندگی، آزادی» است. می توانید این را با یکی از شعارهای اصلی جنبش انقلابی ۱۳۵۷ مقایسه کنید که «نان، کار، آزادی» بود. این شعار اصلی حزب کمونیست کارگر بود که از جنبش انقلابی روسیه الهام گرفته بود.

اما در اینجا، تمرکز، هسته اصلی این جنبش انقلابی، استقلال بدنی زنان، و بازپس گیری استقلال بدنی زنان است. شمس در بخش دیگری از سخنانش می‌گوید در پی قتل وحشیانه مهسا امینی به دست گشت ارشاد جمهوری اسلامی، این شعار خاص در فضای مجازی به شدت پخش شد. این شعار ابتدا توسط کسانی که در مراسم تشییع جنازه او در شهر سقز در کردستان شرکت کرده بودند خوانده شد. و سپس در سنندج و اکنون واقعاً در سراسر ایران آن را می شنوید. آن را در مناطقی مانند کلیشاد و سودرجان (استان اصفهان) می شنوید. در شهرهایی مانند مشهد در استان خراسان، در اصفهان. در جنوب غربی ایران در خوزستان. بنابراین در حال حاضر، حتی در سطح بین المللی، در تمام اعتراضات بین المللی در دو هفته گذشته، این شعار را می شنوید. او در بخش دیگری از سخنانش می‌گوید این شعار حاصل دهه ها فعالیت و تلاش زنان کرد است.

به گفته این نویسنده، زنان کرد از جمله در ترکیه برای اولین بار از این شعار استفاده کردند. و عبدالله اوجالان در سال ۱۹۹۸ سخنرانی بسیار معروفی ایراد کرد که در آن گفت که زنان اساساً اولین اسیر تاریخ هستند و تا زمانی که آزاد نشوند هر جنبشی محکوم به نابودی است. به گفته فاطمه شمس در این مرحله، از اعتراضات واقعاً این شعار اشاره به این دارد که چگونه زنان در رهبری این جنبش انقلابی در ایران نقش محوری داشته‌اند.

فاطمه شمس در پاسخ به تفاوت اعتراضات جاری با اعتراضات «جنبش سبز» می‌گوید به نظر او این جنبش در حال حاضر و انباشته همه نارضایتی ها و رنج های اجتماعی سیاسی، جنسیتی، قومیتی، مذهبی در چهل و چهار سال گذشته است. اما همچنین، قطعاً بر تاریخ بسیار طولانی‌تری متکی است که ما را واقعاً به صد و پنجاه سال پیش، به اواسط قرن نوزدهم می‌برد. شمس فکر می‌کند که اعتراضات جاری «قطعاً ادامه قیام سبز سال ۲۰۰۹ است. و من فکر می کنم یکی از روش‌هایی که می‌توان این دو حرکت را با هم مقایسه کرد، تصاویر نمادین دو زن به نام ندا آقاسلطان است که او نیز زنی جوان، زیبا و جسوری بود که در حالی که چشمانش به سمت دوربین چرخیده بود، به طرز فجیعی در ژوئن ۲۰۰۹ کشته شد.»

اما از نظر تفاوت، به نظر شمس، در سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸)، هنوز امیدی برای اصلاحات وجود داشت. مردم آنجا هنوز در خیابان ها برای یک انتخابات آزاد و عادلانه شعار می دادند. شعار اصلی این بود «رای من را پس بده». هنوز این اعتقاد بود که می‌توان جمهوری اسلامی را اصلاح کرد، به این معنا که اگر یک انتخابات عادلانه و یک انتخابات آزاد برگزار شود، معترضان احتمالاً می توانند نامزدی داشته باشند که تا حدودی نماینده امیدها و خواسته های آنها باشد. «انقلاب» امروز کاملاً بدون رهبری است، به این معنا که هیچ یک از چهره‌های قبلی، شخصیت های سیاسی مانند محمد خاتمی که رئیس جمهوری سابق ایران بود، از هیچ یک از اینها فراخوانی نمی شوند.

فاطمه شمس می‌گوید که او فکر می‌کند این «بی‌رهبر» بودن این اعتراضات در ایران یک نقطه قوت است چرا که به گفته او این امر سرکوب این جنبش را برای نیروهای امنیتی و حکومت بسیار دشوار کرده است. شمس می‌گوید در جریان اعتراضات جنبش سبز به محض اینکه حکومت میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، محمد خاتمی و مهدی کروبی را در حصر خانگی قرار دارد، اعتراضات تقریباً تعطیل شد.

به گفته شمس با دستگیری آنها یک حس درماندگی و ناامیدی شدید به وجود آمد. در این مرحله، «من فکر می‌کنم یکی از دلایلی که برای حکومت بسیار دشوار و چالش‌برانگیز شده است تا به یک پاسخ یا راه مؤثری برای تعطیل کردن اعتراض فعلی دست پیدا کند، این است که آنها واقعاً نمی‌توانند دنبال یک شخصیت خاص بروند.»

شمس در پاسخ به این سوال که چرا فکر می‌کند این اعتراضات اکنون در حال وقوع است می‌گوید که تیرماه سال جاری، زنی به نام سپیده رشنو که بیست و هشت ساله بود، بلافاصله پس از انتشار تصاویری در فضای مجازی که نشان می‌داد او در حال آزار و اذیت شدن در اتوبوس به دلیل «پوشش نامناسب» است دستگیر شد. او یک نویسنده بود و یک هنرمند. او از جمله زنانی بود که در پی معرفی این «روز ملی حجاب و عفاف» که از سوی حکومت وضع شده بود، دستگیر شدند. فاطمه شمس می‌گوید این روز را ابراهیم رئیسی در همان ماه اول ریاست جمهوری خود و در راستای کارزارش برای اسلامی‌سازی کشور، مطرح کرد. و یکی از مواردی که وی بر آن تاکید کرد اجرای قانون پوشش کشور بود، اما با فهرست جدیدی از محدودیت‌ها.

به گفته شمس، بنابراین این، این گشت‌های حجاب، و حضورشان در خیابان‌ها و فعالیت هایشان از زمان روی کار آمدن رئیسی تشدید شده است. خانم رشنو دستگیر شد و «بعد از آن تا حدود سه هفته، ما واقعاً نمی‌دانستیم کجاست. هشتگی منتشر شد که «سپیده رشنو کجاست؟» و سپس در ۳۰ ژوئیه او را با چهره‌ای شکنجه شده به تلویزیون دولتی آوردند. او را وادار کردند جلوی دوربین بنشیند. از چهره اش کاملاً مشخص بود که احتمالاً به اندازه کافی نخوابیده است و نه تنها تحت شکنجه روحی، بلکه زیر شکنجه جسمی نیز بوده است. گروه‌های حقوق بشر گزارش دادند که او به بیمارستان منتقل شده است. او پس از بازداشت به دلیل خونریزی داخلی به بیمارستان منتقل شد. او را جلوی دوربین گذاشتند و اعتراف کردند که اشتباه کرده، باید حجابش را رعایت می‌کرد.»

به گفته فاطمه شمس، این دستگیری و پخش اعتراف پس از آن «فقط خشم درست کرد. بنابراین آنچه امروز می بینیم این خشمی است که قبلا وجود داشت و فکر می‌کنم تشدید شده است. و برای بسیاری از آن زنانی که دهه ۱۹۸۰ را گذرانده اند، چهره و لباس پوشیدن او(سپیده رشنو) در مقابل دوربین، یادآور دهه ۱۹۸۰ و یادآور اعترافات اجباری و شکنجه های زندانیان سیاسی و زنان در آن سالها بود. بنابراین اساسا یک ترومای جمعی» فعال شد.

به گفته شمس اما این دوره نیز زمانی است که کشور به سختی از بیش از دو سال محدودیت‌های همه‌گیری ویروس کرونا خارج شده است. محدودیت‌های اقتصادی زیادی به دلیل تحریم‌ها علیه کشور ایجاد شده است. در سال‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۹، دو اعتراض وجود داشت، اما آن‌ها بیشتر اقتصادی بودند. آنها در پاسخ به آب کثیف بودند و در پاسخ به قیمت نان. حالا تخم مرغ به یک کالای «لوکس» تبدیل شده است. مردم (حتی از قشر متوسط) با دشواری می‌توانند مرغ بخرند. «من در مورد ایرانیان طبقه متوسط صحبت می‌کنم. میلیون‌ها ایرانی در حال حاضر زیر خط فقر زندگی می‌کنند. و سپس این لایه های عمیق فساد دولتی بود که چهار ماه پیش نیز در سقوط ناگهانی برج (متروپل) در کلانشهر خوزستان نمود پیدا کرد….ده ها نفر کشته شدند.» شمس می‌گوید آنچه امروز می‌بینیم، رسیدن همه این عوامل نارضایتی به هم است. این استاد ادبیات فارسی می‌گوید نباید اهمیت جنبش کرد یا مطالبات آن را در اعتراضات جاری دست کم گرفت. او می‌گوید یک تفاوتی که اعتراضات جاری با «جنبش سبز» دارد این است که اعتراضات جنبش سبز را به طبقه متوسط نسبت می‌دادند و «ندا آقا سلطان هم خودش از یک خانواده طبقه متوسط در تهران می‌آمد. مهسا امینی از طبقه‌ای پایین‌تر بود، اهل یک شهر مرزی کردی. او تازه کار پیدا کرده بود و تازه وارد دوران زنانگی و تبدیل شدن به یک زن مستقل شده بود. و ناگهان زندگی او تراژیک ترین و وحشیانه ترین شکل کوتاه شد. و من فکر می کنم که او نشان دهنده محرومیت مادام العمر نه تنها زنان کرد، بلکه مردم کرد به عنوان یک اقلیت قومی در ایران است که به طور هدفمند و سیستماتیک در معرض ظلم و تبعیض حکومتی قرار گرفته اند.»

فاطمه شمس در پاسخ به این سوال نیویورکر که آیا جمهوری اسلامی با حمله فرامرزی به کردستان عراق ممکن است درصدد به سواستفاده باشد پاسخ مثبت می‌دهد و می‌گوید «اما مردم مناطق کردنشین برای خودمختاری تلاش نمی کنند. من فکر می کنم که حکومت سعی دارد آنچه را که در حال حاضر اتفاق می افتد دستکاری کند و بگوید که تمامیت کشور در معرض تهدید است. این نیست. این مطالبی است که آنها در چهار دهه گذشته از آن استفاده کرده‌اند. کردها در ایران در حال حاضر درباره خودمختاری صحبت نمی‌کنند. این (اعتراضات) در مورد حقوق اولیه بشر است. این در مورد استقلال بدنی زنان است. این در مورد پایان دادن به ستم دولتی علیه گروه های قومی و اقلیت های مذهبی است. و در واقع فعالان کرد بسیار سخت کوش و بسیار حساس بوده اند که فقط بر روی آرمان ها و مطالبات جنبش کرد تمرکز نکنند.» فاطمه شمس تاکید می‌کند که این جنبش اعتراضی جاری یک شعاری هم دارد که (زن زندگی آزادی) به گفته او در اصل از جنبش کردها می آید که در ۴۴ سال گذشته، در خط مقدم رویارویی با سرکوب جمهوری اسلامی بوده‌اند. شمس با اشاره به بیانیه‌ای که در روز جمعه از سوی جمعی از روحانیون چند مدرسه علمیه امضا و منتشر شد که هر گونه همکاری با این حکومت را حرام دانسته اند می‌گوید پیش‌بینی آینده اعتراضات بسیار دشوار است.

او اما می‌گوید که از این به بعد یک اعتصاب سراسری در زمینه متوقف کردن همکاری با حکومت پیش خواهد آمد. شمس در بخش دیگری از این مصاحبه بسیار طولانی می‌گوید که مورد دیگری اهمیت زیادی دارد این است که در اعتراضات جاری ما نسل جدیدی از ایرانیان بین ۱۷ تا ۳۰ ساله را در خیابان می بینیم که ارزش ها و هنجارهای آنها کاملاً متفاوت است حتی با ما که در دهه ۱۹۸۰ به دنیا آمده‌ایم.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=51991

۱۴۰۱ مهر ۱۴, پنجشنبه

بیماری قبلی مهسا امینی ارتباطی با مرگ او در بیمارستان ندارد

صالح نیکبخت گفت: مهسا امینی در سال ۱۳۸۶ یعنی حدود ۱۵ سال پیش در حدود اینکه ۷ سال سن داشته، عمل داشته و عمل جراحی صورت گرفته ولی این عمل هیچ گونه ارتباطی با مرگ او در بیمارستان کسری یا اینکه قبل از آن در جاهای دیگر حوادثی به وجود آمده نداشته است.

صالح نیکبخت گفت: مهسا امینی در سال ۱۳۸۶ یعنی حدود ۱۵ سال پیش در حدود اینکه ۷ سال سن داشته، عمل داشته و عمل جراحی صورت گرفته ولی این عمل هیچ گونه ارتباطی با مرگ او در بیمارستان کسری یا اینکه قبل از آن در جاهای دیگر حوادثی به وجود آمده نداشته است.

محمد صالح نیکبخت وکیل خانواده مهسا امینی، در واکنش به ماجرای عمل مهسا امینی در بیمارستان میلاد و تایید و تکذیب‌هایی که پیرامون آن صورت می‌گیرد، گفت: مهسا امینی در سال ۱۳۸۶ یعنی حدود ۱۵ سال پیش وقتی ۷ سال سن داشته، عمل داشته و عمل جراحی روی او صورت گرفته ولی این عمل هیچ گونه ارتباطی با مرگ او در بیمارستان کسری یا اینکه قبل از آن در جاهای دیگر حوادثی به وجود آمده نداشته است.

وی تصریح کرد: همه پزشکان پزشکی قانونی هم اعلام کردند بیماری قبلی مهسا امینی ارتباطی با این موضوع ندارد و متاسفانه عده‌ای این مسئله را بهانه کرده‌اند برای اینکه بگویند مهسا در گذشته چنین بیماری داشته و عامل مرگ اصلی او این مریضی بوده است. ما در جلسه شنبه گذشته پزشکی قانونی حضور داشتیم، همچنین پزشکی محترمی که او را معالجه کرده بود، صراحتا قیده شده است که مرگ خانم مهسا امینی، حادثه‌ای که برای او پیش آمده ناشی از آن عملی که صورت گرفته نبوده است.

صالح نیکبخت گفت: همچنین خانواده مهسا امینی در همان جلسه پزشکی قانونی به ما اعلام کردند او غده‌ای بزرگ در بالای چشمش داشته و پیش دکتر شیروانی رفته و او طبق نظر پزشکی اعلام کرد اگر این غده را عمل کنیم یا نکنیم هیچ تاثیری در وضعیت سلامتی او نخواهد گذاشت و جانش در سلامت کامل خواهد بود. اما با وجود چنین غده‌ای که ممکن است در بینایی او تاثیر بگذارد ما برای احتیاط عمل خواهیم کرد. این نهایت موضوعی بوده که برخی این را بهانه کردند که سابقه این بیماری و بیماری‌های دیگر را داشته است.

وکیل خانواده مهسا امینی در ادامه گفت: مهسا امینی به بیماری تیروئید هم مبتلا بوده است. خانم مهسا امینی ۲۲ سال سن داشت و با توجه به وضعیت آب و هوایی غرب کشور که کوهستانی است و به علت باران‌های سیل آسا در آب‌های آنجا به دلیل کمبود ماده لیون، مانند اکثر همشهری‌های خود به بیماری تیروئید مبتلا بوده و اما این بیماری هم هیچ تاثیری در حادثه‌ای که برای او به وجود آمده نداشته است. زیرا به دلیل نتایج آزمایش سالیانه مهسا امینی که توسط پزشک متخصص او انجام می‌شد، صراحتا اعلام شده که نیازی به تهیه قرص بیماری تیروئید نیست و حتی نیازی به تغییر دوز مصرف آن قرص‌ها هم ندارد.

صالح نیکبخت گفت: در جلسه شنبه گذشته پزشکی قانونی، با سوالی که یکی از پزشکان پزشکی قانونی درباره روز حادثه کرده بود مشخص شد مهسا امینی قرص تیروئید خود را مصرف کرده بود و حتی قرص‌هایی که در روزهای غیرعادی برای ایشان تجویز شده بود هم مصرف کرده و حتی پزشک متخصص او هم در ۱۹ یا ۲۰ مرداد هم آزمایش جدیدی گرفتند که مشخص شد هیچ مشکلی ندارد و کاملا صحیح و سالم بوده است.

صالح نیکبخت در پاسخ به این سوال که در جلسه پزشکی قانونی چه جزئیات دیگری از مهسا امینی مطرح شد، گفت: در این جلسه قرار بود ابتدا روز جلسه را به ما اعلام کنند تا پزشکان مورد نظر خود را برای امکان ارتباط و تایید نظریه پزشکی قانونی معرفی کنیم. اما این موضوع را به ما اعلام نکردند. ثانیا در جلسه‌ای که ما حضور داشتیم نظریه پزشکی قانونی درباره جسد مهسا امینی مطرح نشده و لازم است تاکید کنم با توجه به توضیحات همکارم آقای رضایی در جلسه، همچنین درخواست خانواده مهسا امینی در این معیار قرار گرفته بود که ما هیچ جلسه‌ و هیچ نظریه‌ای را بدون جلب نظر پزشکان معتمد مورد نظر، قبول نخواهیم کرد.

وی ادامه داد: برخوردی که آن پزشک پزشکی قانونی با پدر مهسا امینی انجام داده بود که بعدها معاون دادستان تهران حضور او در پزشکی قانونی را تایید کرد، عدم رضایت خانواده مهسا امینی را درپی داشت. بدون حضور پزشک معتمدی که خانواده او برای تایید نظریه پزشکان قانونی درخواست کردند رسیدگی به پرونده مورد قبول نخواهد بود. اگر این نظریه مورد تایید پزشکی قانونی باشد، ایرادی ندارد و ما نیز حق مداخله در نظریه پزشکی قانونی را نداریم اما به صورت طبیعی این حق را داریم که هم اعتراض کنیم و هم از پزشکان معتمدی که از اساتید برجسته مغز و اعصاب هستند و هیچ وابستگی اداری و جناحی ندارند، نظر بخواهیم این مساله نه تنها موجب کسر شأن پزشکی قانونی نمی‌شود بلکه موجب ارتقاء و اعتلای عمومی در نهاد پزشکی قانونی خواهد شد.

وی افزود: ما وکلا و خانواده مهسا امینی درباره مسائل پزشکی قانونی هیچ علم و اطلاعاتی نداریم بلکه آن افراد هستند که تشخیص می‌دهند آیا نظریه پزشکی قانونی منطبق با واقعیت است یا خیر. به طور مشخص اگر آن‌ها نظر دهند در بین عموم واقعی قلمداد خواهد شد و مورد قبول ما خواهد بود و در برابر افکار عمومی هم اعلام خواهیم کرد که این نظریه را خواهیم پذیرفت.

صالح نیکبخت در پاسخ به سوالی درباره صحت و سقم وجود فیلمی از دوربین روی لباس مامور بازداشت‌کننده گفت: در مورد این مسئله، حین دستگیری مهسا امینی، دخترخاله او نیز همراه او بوده است. دخترخاله و برادر مهسا امینی گفتند حین آنکه مامور مهسا را دستگیر کرده به مامور گفتند چون او از سقز آمده و در تهران غریبه بوده و مهمان است از دستگیری او خودداری کند. اما مامور در جواب اصرار دختر خاله او می‌گوید: « برو کنار چون روی لباس من دوربینی وجود دارد که عکس تصویر تو را هم می‌اندازد و اگر تصویر تو هم باشد من بازخواست می‌شوم که چرا تو را بازداشت نکردم» به همین دلیل دخترخاله مهسا موضوع دوربین روی لباس مامور بازداشت‌کننده را گفته است.

وی افزود: من شخصا عکس دوربین مامور بازداشت‌کننده را ندیدم اما می‌خواهم بگویم در بحث وجود دوربین روی لباس مامور دستگیرکننده مهسا امینی، با مسئولان نیروی انتظامی اختلاف نظر وجود دارد. ولیکن دیدن یا ندیدن وکیل نمی‌تواند نفی یا اثبات این موضوع را در پی داشته باشد و ما باید به شهادت دخترخاله مهسا امینی استناد کنیم.

صالح نیکبخت درباره اینکه چه جزئیات دیگری درباره پرونده مهسا امینی وجود دارد که تا به حال گفته نشده است، گفت: ما خواهان این نیستیم که این پرونده فوری و بدون فوت وقت رسیدگی شده و به تمامی جوانب موضوع توجه نشود. یکی از مواردی که وجود دارد این است که ما به دنبال پرونده بالینی مهسا در بیمارستان میلاد هستیم. ما خواهان این هستیم که همه اسناد و مدارکی که می‌تواند اتهام به کسی را ثابت کند، مورد بررسی قرار دهند. از آن اسناد و مدارک مورد نیاز یکی استماع شهادت تمامی آن شهودی است که در حین بازداشت مهسا امینی در پارک طالقانی حضور داشتند و آن‌ها هم جزو بازداشت‌شدگان بودند. دوم درخواست استماع شهادت شهودی را می‌کنیم که در بازداشتگاه گشت ارشاد حضور داشتند و سومین موضوع این است که فیلم‌هایی که در دوربین مامور پلیس و دوربین مدخل ورودی یا در داخل بند وجود داشته و همچنین دوربینی که در داخل بازداشتگاه گشت ارشاد وجود دارد ارائه شده تا بررسی شود و از تمام مامورانی که با ایشان به نوعی برخورد داشتند تحقیقات به عمل آید و این تحقیقات با حضور پدر مهسا امینی و همچنین کسانی باشد که برای انتقال جسد از بازداشتگاه گشت ارشاد به بیمارستان کسری حضور داشتند.

وی افزود: اگر این مدارک ارائه شود، قطعا موجب رضایت می‌شود و این هراسی که به وجود آمده است فروخواهد نشست.

صالح نیکبخت در پاسخ به این سوال که آیا شما در این پرونده موردی را دیدید که برخلاف مسیر قانونی پرونده طی شده باشد؟ گفت: من به همراه همکارم آقای رضایی هنوز پرونده را به طور کامل نخواندیم و بدون خواندن پرونده نمی‌خواهیم هیچ اظهارنظری درباره صحت و درستی و نادرستی اینگونه اسناد و مدارک و مستندات بکنیم.

وکیل خانواده مهسا امینی در پاسخ به این سوال که چقدر امیدوار است تا پرونده به نتیجه برسد؟ گفت: انتظار دارم این پرونده مانند پرونده‌های دیگر در گذشته نباشد. هیچ اشکالی ندارد که یک یا چند مامور خاطی را اگر متخلف باشند شناسایی کرده و آن‌ها را مجازات کنند، چه بسا شاید خانواده مهسا اعلام گذشت کنند. اما مجازات افراد یک امر بازدارنده خواهد بود که از تکرار آن جلوگیری می‌کند. این را هم بگویم که مامور پلیس مصون از خطا نیست چراکه مامور پلیس امکان برخورد با افراد مختلف را هم دارد که احتمال بسیاری دارد خطرساز باشند.



source https://koodak.bashariyat.org/?p=45146

تداوم بازداشت و بلاتکلیفی گلرخ ایرایی

خبرگزاری هرانا

گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی سابق، علیرغم گذشت حدود یک هفته از زمان دستگیری، کماکان در وضعیت بازداشت و بلاتکلیفی بسر میبرد. وی طی تماسی که با خانواده خود داشته، از درد شدید کمر و شکم به دلیل ضرب و شتم توسط نیروهای امنیتی در حین بازداشت خبر داده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز یکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱، گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی سابق، علیرغم گذشت ۶ روز از زمان دستگیری، کماکان در بازداشت و بلاتکلیفی بسر میبرد.

وی طی تماسی که با خانواده خود داشته، از درد شدید کمر و شکم به دلیل ضرب و شتم توسط نیروهای امنیتی در حین بازداشت خبر داده است.
یک منبع مطلع در این رابطه به هرانا گفت: “ماموران امنیتی در زمان بازداشت در منزل خانم ایرایی را شکسته و وارد اتاق او شده اند. همچنین ماموران با لگد به شکم وی ضربه زده که باعث شده او به کابینت اتاق برخورد کند و این امر موجب آسیب شدید در ناحیه کمر و شکم وی شده است.”

گلرخ ایرایی، روز دوشنبه ۴ مهرماه، توسط نیروهای امنیتی در منزل خود در تهران بازداشت شد. نیروهای امنیتی در جریان بازداشت اقدام به تفتیش منزل و ضبط برخی از لوازم شخصی وی کرده اند.

خانم ایرایی پیشتر نیز به واسطه فعالیت های خود سابقه بازداشت و محکومیت داشته است. در آخرین مورد وی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شد. دادگاه همچنین علاوه بر این او را به ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و احزاب محکوم کرد. این حکم مدتی بعد در مرحله تجدید نظر بدون تشکیل جلسه دادگاه عینا تائید و به وی ابلاغ شد. بر اساس حکم صادره با اعمال ماده ۱۳۴ مدت ۲ سال و ۱ ماه از این حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.

فروردین‌ماه سال گذشته خانم ایرایی در حالی که از برگزاری جلسه دادگاه هیچگونه اطلاعی نداشت توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری به صورت غیابی از بابت اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال زندان، ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و دستجات سیاسی و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.

گلرخ ایرایی، نهایتا روز دوشنبه ۱۹ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۱، از زندان آمل آزاد شد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=51958

۱۴۰۱ مهر ۱۳, چهارشنبه

بازداشت ۵ دختر دانش آموز بلوچ توسط نیروهای نظامی در چابهار

نیروهای نظامی ۵ دختر دانش آموز بلوچ اهل سرباز و نیکشهر را در بلوک بازار شهر چابهار بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.

به گزارش کمپین فعالین بلوچ، روز چهارشنبه ۶ مهرماه ۱۴۰۱، پنج دختر دانش آموز بلوچ ۱۵ تا ۱۷ ساله توسط نیروهای نظامی در چابهار بازداشت شدند.

هویت این پنج دختر بلوچ “س رئیسی”، “آ رئیسی”، “م عمرزهی” اهل بخش کیشکور شهرستان سرباز، “ف بلوچ” و “ع بلوچ” اهل آهوران شهرستان نیکشهر برای کمپین احراز شده است.

گفته می شود این پنج دختر بلوچ که فامیل یکدیگر و همکلاسی بودند، به همراه هم برای خرید روزانه به بلوک بازار چابهار (بازار سنتی) رفتند که توسط نیروهای نظامی بازداشت شده اند.

یک منبع مطلع به گزارشگر کمپین گفت: «خانواده این دختران جهت پیگیری به اداره اطلاعات چابهار مراجعه و نیروهای نظامی به آنها اعلام کردند که در صورت رسانه ای نشدن، دختران آنها روز شنبه ۹ مهرماه آزاد خواهند شد.»

این منبع در ادامه گفت: «این دختران روز شنبه نیز آزاد نشده و خانواده ها با مراجعه دوباره به اداره اطلاعات، با خبر انتقال آنها به زاهدان مواجه شدند.»

نیروهای نظامی و قضایی اتهام این دختران را حضور در اعتراضات چابهار عنوان کرده اند؛ در حالی که در روز چهارشنبه اعتراضی صورت نگرفته و این اعتراضات چابهار روز سه شنبه بوده است.

 



source https://koodak.bashariyat.org/?p=45138

انتقاد گلشیفته فراهانی از مکرون: اعتراضات ایران «ربطی به اسلام ندارد»

رادیو فردا

گلشیفته فراهانی

گلشیفته فراهانی، هنرپیشه سرشناس ایرانی، از «سکوت دولت» پاریس در قبال اعتراضات ایران انتقاد کرد و گفت در فرانسه می‌ترسند پس از حمایت از اعتراضات ایران، به «اسلام‌هراسی» متهم شوند، در حالی که اعتراضات کنونی در ایران به اسلام ربطی ندارد، بلکه برای آزادی زنان و مردان است.

خانم فراهانی که پیشتر در حساب خود در اینستاگرام از موضع‌گیری نه چندان محکم فرانسه در جریان اعتراض‌ها در ایران انتقاد کرده بود، در گفت‌وگویی با نشریه فرانسوی پاری ماچ گفت: «چرا فرانسه که در خط مقدم همه مسائل مربوط به دفاع از حقوق بشر قرار دارد، این قدر سکوت کرده است؟»

او با اشاره به حمایت گسترده فرانسه از اوکراین در برابر تهاجم روسیه افزود: «چرا برج ایفل به رنگ [پرچم] ایران درنیامد، در حالی که قبلا به رنگ پرچم اوکراین درآمده بود.»

پیشتر گروهی از دانشگاهیان و روزنامه‌نگاران ایرانی با انتشار بیانیه‌ای و همچنین برخی از روزنامه‌نگاران و سیاستمداران فرانسوی با نوشتن مقالات یا گفت‌وگو با رسانه‌ها از عدم پشتیبانی شخص امانوئل مکرون رئیس‌ جمهور فرانسه از اعتراضات ایران انتقاد کرده بودند.

فرانسه دارای پرجمعیت‌ترین اقلیت مسلمان در میان کشورهای اروپایی است و موضوع حجاب اسلامی زنان مسلمان این کشور یکی از موضوعات داغ در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری فرانسه بود.

پیشتر حمایت مکرون از انتشار کاریکاتورهای محمد پیامبر اسلام در نشریه شارلی ابدو، موجی از تظاهرات اعتراضی را در دیگر کشورها از جمله ایران، پاکستان و ترکیه موجب شد، اما مکرون در جریان انتخابات از پیشنهاد ممنوعیت حجاب اسلامی در فضاهای عمومی حمایت نکرد.

گلشیفته فراهانی به پاری ماچ گفت: «در فرانسه تابوهای زیادی در رابطه با اسلام وجود دارد. اما در ایران امروز مبارزه با حجاب نیست، بلکه زنان بدون حجاب یا محجبه برای آزادی خود مبارزه می‌کنند.»

او با اشاره به سیر مبارزات زنان ایرانی برای تن ندادن به حجاب از زمان طاهره قره‌العین ادامه داد: «وقتی حجاب در ایران اجباری شد، پدرم قیام نکرد… پانزده سال پیش، در جشنواره فیلم برلین زمانی که از حجاب نداشتن روی فرش قرمز نگران نبودم، اصغر فرهادی کارگردان «درباره الی» از من حمایت نکرد، حتی جنبش «من هم» کاملا زنانه بود. اما [اکنون] همه چیز در حال تغییر است.»

اصغر فرهادی در روزهای اخیر با انتشار یک پیام ویدئویی به زبان انگلیسی از هنرمندان سراسر جهان خواسته از اعتراضات ایران حمایت کنند.

خانم فراهانی به حضور مردان ایرانی در اعتراضات کنونی در کنار زنان برای احقاق حقوق‌ زنان اشاره کرد و گفت: «این اولین بار در تاریخ ایران و حتی بشریت است که مردان برای زنان جان می‌دهند. همچنین این اعتراضات در خاورمیانه است، منطقه‌ای از جهان که در آن زنان کمتر از هیچ در نظر گرفته می‌شوند.»

این بازیگر مطرح سینمای ایران و جهان بار دیگر از دولت پاریس انتقاد کرد: «چرا فرانسه به آنها «آفرین» نمی‌گوید؟ چرا سان‌فرانسیسکو حمایت می‌کند، اما پاریس نه؟»

اشاره او به اقدام شهرداری سان‌فرانسیسکو در حمایت از معترضان ایرانی است. همچنین در روزهای اخیر شهرداری آمستردام با به نمایش درآوردن تصویر مهسا امینی بر روی ساختمان یک موزه با مردم معترض در ایران اعلام همبستگی کرد.

گلشیفته فراهانی تاکید کرد: «این [اعتراضات] ربطی به دین ندارد، بلکه مبارزه برای آزادی زنان و مردان است.»

با وجود موضع‌گیری وزارت خارجه فرانسه در زمینه سرکوب اعتراضات ایران، مکرون پس از بازگشت از نیویورک هنوز درباره تحولات ایران موضع‌گیری رسمی نکرده است.

این در حالی است که رهبران بسیاری از کشورهای غربی، به ویژه آمریکا، کانادا، ایتالیا و آلمان صریحا از اعتراضات جاری در ایران حمایت کرده‌اند.

رئیس جمهور فرانسه در نیویورک برای اولین بار با ابراهیم رئیسی نیز دیدار کرد که این دیدار نیز انتقادهای گسترده‌ای را از سوی ایرانیان مخالف حکومت جمهوری اسلامی به دنبال داشت.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=51954

وکیل خانواده امینی می‌گوید پزشکی قانونی علت مرگ مهسا را اعلام نخواهد کرد

رادیو فردا

صالح‌نیک‌بخت، وکیل خانواده مهسا امینی از جلسه ویژه با کمیسیونی پزشکی در پزشکی قانونی تهران خبر داد و گفت: مسئولان پزشکی قانونی گفته‌اند ممکن است علت مرگ مهسا امینی مشخص نشود.

صالح نیک‌بخت در گفت‌وگو با رادیو فردا عنوان کرد، مسئولان پزشکی قانونی به او و پدر مهسا گفته‌اند شاید نتیجه تحقیقات تنها نشان دهد که مرگ مهسا امینی بر اثر ضربه خارجی رخ نداده است.

صالح نیک‌بخت همچنین خبر داد که سال ۱۳۸۶ مهسا امینی تحت عمل جراحی توده‌ای در مغز در منطقه بالای چشم در بیمارستان میلاد قرار گرفته است. با این همه به گفته پزشک وی که در جلسه روز شنبه حضور داشته، این عمل جراحی هیچ تاثیری بر زندگی عادی او نداشته است.

صالح نیک‌بخت در نهایت تاکید کرد که نتیجه اعلام شده از سوی پزشکی قانونی را تا زمانی که هیات پزشکان معتمد خانواده امینی، پرونده پزشکی مهسا امینی را بررسی نکنند، نمی‌پذیرند.

پیش از این محمد حسن آصفری، نایب رئیس کمیسیون امورداخلی کشور در مجلس شورای اسلامی گفته بود پزشکی قانونی برای ارائه گزارش درباره مهسا امینی تنها تا پایان این هفته فرصت دارد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=51952

نشریه آلمانی: ایران شاهد یک انقلاب است

VOAPNN

زنان جوان ایرانی بدون حجاب در اعتراضات سراسری.

«ما شیرزنان» عنوان تازه‌ترین گزارش روزنامه «زودویچه سایتونگ» چاپ مونیخ آلمان است که می‌گوید پس از کشته‌شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد، زنان ایران در سراسر جهان صدای اعتراضشان را بلند کرده‌اند.

«اوین خداکریم» نویسنده گزارش زودویچه سایتونگ نیز یکی از چنین کسانی است که با غرور به میهن پدر و مادرش چشم دوخته و می‌گوید: «این یک انقلاب است.»

«اوین خداکریم» در آغاز نوشته خود که حدیث نفس یک دختر ایرانی تبار مقیم آلمان است با تمام وجود خود را یک ایرانی و شریک رنج هم‌نسلان خود در ایران می‌داند. او با یادآوری نخستین برخورد با گشت ارشاد می‌نویسد: «سیزده ساله بودم که با خواهر یازده ساله‌ام در فرودگاه تهران ایستاده بودم که زنی چادری به طرف ما آمد و گفت «با من بیایید». چون ورودی و صف‌ها در فرودگاه مهرآباد زنانه مردانه بودند، پدرم دور از دسترس بود. به ناچار دست خواهرم را گرفته دنبال زن چادری وارد یک اتاق شدیم. در آنجا زن به من گفت:«هم آستین هات را پایین بیار و هم موهات رو دم اسبی ببند و زیر روسری بذار.»

در آنجا بود که فهمیدم اینها گشت ارشادند. حالا همان برخورد را با ژینا (مهسا) کردند. دختری که به خاطر چند تار مو توسط «پلیس اخلاق» دستگیر شد و سه روز بعد احتمالاً بر اثر خشونت پلیس کشته شد. قتل او بزرگترین اعتراضات ایران از زمان جنبش سبز را سبب شد.

قدرت اعتراضات مسری است و ما ایرانیان در غربت نیز حالا شهامت آن را یافته‌ایم سکوت خود را شکسته و برای تقویت خود شبکه سازی کنیم. ما به مبارزه خانواده‌ای‌مان در ایران ادامه می‌دهیم. یادم هست بچه که بودم پدرم به من گفت: «انقلاب در خون تو جاری است.» بله انقلاب در خونم جاری است؛ چون فرزند یک خانواده زندانی سیاسی هستم. در فارسی اصطلاح «شیرزن» را داریم که نماد زنان دلاور ایرانی به پاخاسته در ایران و سراسر جهان است.

من خواهان آن هستم که جامعه بین‌المللی شفاف‌تر واکنش نشان دهد. «اولاف شولتز» صدراعظم آلمان می‌گوید: «این وحشتناک است که مهسا امینی در بازداشت پلیس کشته شده است.» هرچند حکومت ایران تا به امروز قتل مهسا امینی را تکذیب کرده است.

نویسنده گزارش سپس می‌افزاید: ما در آلمان نباید بگذاریم مبارزات زنان در ایران نادیده گرفته شود؛ چرا که آزادی و تعیین سرنوشت ارزش‌هایی جهانی‌اند و مبازرات زنان خاورمیانه این حقیقت را ثابت کرده‌اند.

او سپس در خاتمه می‌نویسد: «نمی دانم چه زمان می‌توانم بار دیگر برای دیدار خانواده‌ام به ایران سفر کنم؛ اما آرزو می‌کنم روزی فرا رسد که زن ایرانی نیز آزادی پوشش خود را داشته باشد و آرزو می‌کنم روزی فرا رسد که ایران برای دو ویژگی برجسته‌اش شناخته شود: زیبایی و شجاعت زنان.»



source https://zanan.bashariyat.org/?p=51950

اصرار بر شیوه‌ای منسوخ؛ تهدید و دستگیری هنرمندان و ورزشکاران برای جلوگیری از همبستگی با معترضان

VOAPNN

 تهدید و ارعاب هنرمندان و ورزشکاران برای جلوگیری از همبستگی با معترضان

با کشته شدن مهسا امینی در بازداشت پلیس امنیت اخلاقی تهران و به راه افتادن موج عظیمی از مخالفت‌های مردمی با رفتار خشن حکومت و پلیس، شمار زیادی از هنرمندان و مشاهیر و ورزشکاران نیز به جمع مردم معترض پیوستند.

این گروه از تاثیرگذاران جامعه با استفاده از پلتفرم‌های مجازی خود نظیر اینستاگرام و توییتر و با داشتن میلیون‌ها دنبال کننده، در همان ابتدای کار توانستند نظر بخش بزرگی از جامعه را به رخدادهای پیرامونی جلب کنند.

در این میان علی کریمی در جامعه ورزشی و مهران مدیری و کتایون ریاحی در جامعه هنری پیشتازان حرکات اعتراضی و حمایت از جنبش مردمی ایرانیان بودند.

علی کریمی با توییت‌ها و استوری‌های خود از ابتدا به تشویق و ترغیب معترضان و تقبیح حاکمان و مزدوران آنها پرداخت،‌ مهران مدیری نیز راه خود را از مدیران حکومتی و تلویزیون جدا کرد و کتایون ریاحی با انتشار عکسی بدون روسری در اینستاگرام و سپس گفتگوی بدون پوشش با تلویزیون‌های فارسی‌زبان خارج از کشور موجی از امید و انگیزه را در دل جوانان و مردم ایران ایجاد کردند.

در این میان شمار زیادی از مشاهیر ایران همچون محمود شهریاری ،حسین ماهینی، سیروان و زانیار خسروی نیز به این جمع معترض پیوستند.

سران جمهوری اسلامی و صاحبان تریبون‌های قدرت اما همزمان با آغاز سرکوب شدید خیابانی معترضان، با توسل به تهدید و ارعاب و سپس دستگیری این افراد تلاش کردند با استفاده از القاب و عناوینی همچون «سلبریتی» «بی‌سواد» یا «پا به سن گذاشته» حرکات آنها را بی ارزش و خفیف جلوه دهند.

آنها سپس به سراغ علی کریمی رفتند و از آنجا که او در ایران نبود در تلاشی برای مصادره اموال و خانه او ناکام شدند. دستگیری محمود شهریاری، حسین ماهینی و بعد شروین حاجی‌پور «جوانی که ترانه‌ای با نام«برای» را به مردم تقدیم کرده‌ بود از جمله اقدامات بعدی حاکمیت برای سرکوب اعتراضات مردمی بود.

اما برخی از سلبریتی‌ها هم سعی کردند جانب حکومت را بگیرند و راهشان را از معترضان یا به قول خودشان «اغتشاشگران» جدا کنند. حمید هیراد، محمد اصفهانی، جعفر دهقان و مهران رجبی، از این دسته بودند.

جمع کثیری از هنرمندان ایرانی ساکن خارج از کشور هم در طول دو هفته گذشته به حمایت از جنبش مردم ایران و تلاش برای جلب نظر مردم جهانی و پشتیبانی آنها پرداخته‌اند.

خوانندگانی چون ابی، داریوش ،‌ستار، گوگوش و بازیگرانی مثل گلشیفته فراهانی و شهره آغداشلو از جمله این افراد بودند.

شهره آغداشلو در مصاحبه‌ای با مجله نیوزویک گفت: «ما دیگر در مورد اهمیت جنگ هسته‌ای و اینکه دولت ایران چقدر به اورانیوم و ساخت بمب هسته‌ای نزدیک است صحبت نمی کنیم. آنچه در حال حاضر در خطر است، جان هزاران جوان ایرانی است که برای حقوق خود می‌جنگند و بنابراین هر نوع مذاکره با ایران بیهوده است.»

گلشیفته فراهانی هم در توییترش نوشت: « حکومتی که خواننده و کارگردان و هنرمند را در قفس می‌کند، قطعا نفس‌های آخر را می‌کشد.»

در حالی که سران حکومت از جمله روسای قوای سه‌گانه نظام در سخنرانی‌های خود همواره مدعی حمایت از اعتراضات مسالمت‌آمیز مردمی بودند و می‌گفتند که فقط با «اغتشاشگران» برخورد می‌کنند، این دستگیری‌ها به علاوه جلب و بازداشت دهها خبرنگار، شاعر، ترانه‌سرا و فعال مدنی بار دیگر مهر باطلی است بر این ادعا که جمهوری اسلامی اهل مماشات با مخالفان است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=51948

۱۴۰۱ مهر ۱۲, سه‌شنبه

اعتراضات کُردستان؛ گزارشی از بازداشت سه دختر ۱۸ ساله در سنندج و اخذ اعتراف اجباری از یکی از آنها

اعتراضات کُردستان؛ گزارشی از بازداشت سه دختر ۱۸ ساله در سنندج و اخذ اعتراف اجباری از یکی از آنها
سه دختر جوان اهل سنندج به نام‌های آتوسا حسینی، هدیه میهمی و راحله جعفری هر سه ۱۸ ساله روز پنج‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۱ پس از هشت روز بازداشت و پس از اخذ تعهد کتبی از بازداشتگاه آزاد شده‌اند.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، هر سه جوان بازداشت شده در بازداشتگاه شکنجه شده و نهادهای امنیتی پس از اخذ اعتراف اجباری تلویزیونی حاضر به آزادی راحله جعفری شده‌اند.

یک منبع مطلع و نزدیک به خانواده جعفری در اینباره به هه‌نگاو گفت: ” راحله ناچار شده در مقابل دوربین به آنچه نهادهای امنیتی به وی تحمیل کرده‌اند اعتراف کند و اکنون در شرایط روحی نامناسبی به سر می‌برد.”

منابع هه‌نگاو گزارش داده‌اند که این سه دختر جوان روز پنج‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ (۲۲ سپتامبر ۲۰۲۲) در خیابان فردوسی سنندج توسط نهادهای امنیتی و با توسل به خشونت بازداشت شده‌اند.



source https://koodak.bashariyat.org/?p=45123

تهران؛ یک قربانی کودک همسری به اتهام قتل همسرش بازداشت شد

۱۱.بهمن.۱۴۰۲هرانا در آبان ماه امسال یک قربانی کودک همسری در تهران با خوراندن قهوه مسموم به همسر خود، وی را به قتل رساند. طی روزهای اخیر، م...