-فاطمه سپهری فعال سیاسی با انتشار ویدئویی از وضعیت سلامت کمال جعفری یزدی زندانی سیاسی محکوم به ۱۳ سال زندان، ابراز نگرانی کرد و از مردم خواست تا صدای زندانیان سیاسی باشند که جمهوری اسلامی به وضعیت سلامت و زندگی آنها بیتوجهی میکند.
-فقط در یکسال اخیر زندانیان سیاسی بهنام محجوبی و ساسان نیکنفس به دلیل عدم دسترسی به درمان و دارو جان خود را از دست دادند. این زندانیان سیاسی با وجود اینکه اسناد پزشکی تأیید میکرد که تحمل حبس را ندارند، به دلیل عدم موافقت قوه قضاییه با آزادیشان به کام مرگ فرو رفتند.
۱۴۰۰ تیر ۱۵, سهشنبه
فاطمه سپهری: حال کمال جعفری یزدی بسیار وخیم است، چند نفر دیگر باید در زندانهای جمهوری اسلامی بمیرند؟!
۱۴۰۰ تیر ۱۳, یکشنبه
اعدام کودک-مجرمان نقض حقوق بشر و قوانین داخلی ایران است
۱۰ تیر ۱۴۰۰
سازمان حقوق بشر ایران؛ ۱۰ تیر ماه ۱۴۰۰: یک مقام رسمی جمهوری اسلامی درگفتوگو با خبرگزاری فرانسه، انتقادهای رایج نسبت به وضعیت حقوق بشر در ایران را ناوارد دانسته و ادعا کرد «اعدام کودکمجرمان نقض حقوق بشر محسوب نمیشود».
محمود امیریمقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، در این باره گفت: «اعدام کودک-مجرمان یکی از جدیترین موارد نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی است. اعدام کودک-مجرمان نقض فاحش میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و همچنین کنوانسیون حقوق کودک است که ایران نیز آنها را امضا کرده و این عمل بر اساس حقوق بینالملل غیر قانونی محسوب میشود. جامعه جهانی باید با فشار هماهنگشده و پایدار برای لغو اعدام کودک-مجرمان در ایران این پیام را به مسئولان قضایی جمهوری اسلامی برساند که نمیتوانند حقوق بشر را خودسرانه تحریف کنند».
۱۴۰۰ تیر ۱۲, شنبه
ازدواج کودکان؛ مرگ مادر ۱۳ ساله هنگام زایمان در سراوان
۱۱ تیر ۱۴۰۰
خبرگزاری هرانا – یک دختر ۱۳ ساله هنگام زایمان در بیمارستان رازی سراوان جان باخت. این کودک در سن ۱۲ سالگی ازدواج و ۳ ماه بعد باردار شده بود. آسیبهای جسمی و روانی ناشی از ازدواج در دوران کودکی، ضربات جبران ناپذیری را بر زندگی این کودکان وارد می کند. بارداری های زیر ۱۸ سال، مرگ و میر مادران، افسردگی، اقدام به خودکشی، طلاق، بازماندن از تحصیل و پایداری چرخه فقر فرهنگی و اقتصادی از جمله این آسیب ها است.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کمپین فعالین بلوچ، یک کودک که جهت انجام عمل زایمان به بیمارستان رازی سراوان مراجعه کرده بود؛ در حین زایمان جان باخت.
بر اساس این گزارش، هویت این
۱۴۰۰ تیر ۸, سهشنبه
افزایش ازدواج دختران زیر ۱۳ سال در حومه بم
۰۸ تیر ۱۴۰۰
معین افشاری، رئیس دادگاه عمومی بخش بروات شهرستان بم استان کرمان، از افزایش ازدواج دختران زیر ۱۳ سال در این بخش خبر داد.
او در این باره گفت: «طبق قانون سن قانونی ازدواج ۱۳ سال است هرچند که اقداماتی در حال انجام است که تا سن ۱۵ سالگی افزایش داده شود اما هنوز محقق نشده و متأسفانه در حوزه قضایی بروات به خصوص قسمتهای روستایی هنوز هم به سنتهای قدیمی پایبند هستند و از کودکی فرزندان را به هم نسبت میدهند و در بزرگسالی در عمل انجام شده قرار میگیرند و برای ازدواج اقدام میکنند.»
آلمان خواستار توقف اعدام زندانی حسین شهبازی شد
۰۷ تیر ۱۴۰۰
آلمان خواستار توقف اعدام زندانی حسین شهبازی شد ـ در یک نگاه
کمیسیون حقوق بشر وزارت خارجه آلمان طی بیانیه یی نسبت به اعدام قریبالوقوع زندانی نوجوان حسین شهبازی هشدار داد و خواستار توقف آن شد. در این بیانیه آمده است: اعدام قریبالوقوع حسین شهبازی وحشتناک است. حسین شهبازی در زمان ارتکاب جرم انتسابی کودک بوده است. حکم اعدام وی در یک دادگاه برای دومین بار تأیید شد. بهنظر میرسد اعتراف او تحت شکنجهگرفته شده و فاقد استانداردهای دادرسی عادلانه بوده است.
دولت آلمان در هر شرایطی مخالف مجازات اعدام است. ما قویا خواستار توقف اجرای حکم اعدام حسین شهبازی هستیم.
سناتور میچ مک کانل: رئیسی در اعدام زندانیان سیاسی دست داشته است
کودکان را تحت تعقیب، بازداشت و شکنجه نکنید!
۰۳ تیر ۱۴۰۰
دیدهبان حقوق بشر: کودکان زندانی متهم به همکاری با شورشیان در افغانستان شکنجه شدهاند. سازمان دیدهبان حقوق بشر روز اول تیر ماه سال جاری با انتشار گزارشی اعلام کرد که کودکان زندانی متهم به همکاری با گروههای شورشی در افغانستان شکنجه شدهاند. …..
دیده بان حقوق بشر روز سهشنبه ۲۲ ژوئن/اول تیر ضمن متهم کردن افغانستان به شکنجه کودکان زندانی از مقامات دولت این کشور خواست کودکانی را که به اتهام همکاری با گروههای شورشی بازداشت کردهاند، آزاد کنند.
جو بکر، مدیر امور حمایت از حقوق کودکان در دیدبان حقوق بشر گفت: «بازداشت و شکنجه کودکانی که قبلا توسط گروههای مسلح شورشی قربانی شده اند، غیرانسانی است.
این نهاد همچنین از دولت افغانستان خواست با همکاری با سازمان ملل متحد و کشورهای کمک کننده، یک برنامه جدی را برای بازگشت مجدد کودکان زندانی به جامعه در نظر گیرد.
طبق گزارش دیده بان حقوق بشر، در حال حاضر صدها کودک افغانستانی به اتهام همکاری با شورشیان طالبان و همچنین با شاخه خراسان گروه داعش و سایر گروههای مسلح در بازداشت به سر میبرند و اغلب از سوی نیروهای امنیتی دولت افغانستان شکنجه می شوند.
این گزارش که پیش از جلسه عالی شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد افغانستان منتشر شد، تاکید دارد که کودکان زندانی در افغانستان اسنادی را که اغلب درک نمیکنند، از جمله مدارکی در مورد اعتراف به شرکت در گروهای مسلح، امضا میکنند.
در ادامه گزارش دیده بان حقوق بشر آمده است که کودکان متهم به ”جرایم تروریستی” در افغانستان ممکن است حداکثر به ۱۵ سال زندان محکوم شوند. این کودکان گاهی فقط به دلیل ارتباط والدینشان با گروههای شورشی بازداشت شدهاند.
پیش از گزارش دیده بان حقوق بشر، مأموریت سازمان ملل متحد در افغانستان موسوم به “یوناما” نیز با انتشار گزارشی از شکنجه کود کان در زندانهای این کشور خبر داده بود. طبق گزارش “یوناما”، بیش از ۴۴ درصد از کودکان زندانی در افغانستان مورد شکنجه و بدرفتاری قرار گرفتهاند.
دیده بان حقوق بشر میگوید، بر خلاف قوانین بین المللی، هزاران کودک در افغانستان در گروههای مسلح ”استخدام” شده اند. طالبان و دیگر گروهها از این کودکان برای انجام حملات انتحاری، کار گذاشتن بمب و شرکت در درگیریهای مسلح استفاده میکنند.
اداره تنظیم امور زندانهای افغانستان گزارش روز سهشنبه دیده بان حقوق بشر را ”بی اساس” خواند و اتهام شکنجه کودکانی را که به اتهام همکاری با گروههای تروریستی در این کشور بازداشت شدهاند، رد کرد. دفتر شورای امنیت ملی افغانستان نیز بازداشت کودکان را تایید اما شکنجه آنان را تکذیب کرد.
source https://koodak.bashariyat.org/?p=39206
سیستان؛ سرزمین بدون شناسنامهها
۰۸ تیر ۱۴۰۰
اینجا گورستان ایرانیان بدون شناسنامه است. در هر کدام از خانهها را که بزنید، با یک خانواده چند ده نفره بدون شناسنامه روبهرو خواهید شد. اینجا هیچ خانوادهای نیست که برای دریافت شناسنامه تشکیل پرونده نداده باشد. اینجا داشتن پروندههای چهل ساله، سی ساله، بیست ساله و کمتر و بیشتر امری عادی است.
زهرا مشتاق-اعتماد
هفتاد سالگی فوت میشود، شناسنامه و کارت ملی او در حالی باطل میشود که او فردی مجرد معرفی میشود. نه در قسمت ازدواج و نه در بخش نام فرزندان، اسمی از همسر و پنج فرزندش نوشته نشده بود. چون نه شوهرش و نه فرزندانش هیچکدام شناسنامه نداشتند و نزدیک به چهل سال از تشکیل پرونده آنها برای دریافت شناسنامه میگذشت. در غسالخانه روستای «خاک سفیدی»، از بخش «غرغری» در شهرستان هیرمند، روزانه مردگان زیادی شسته و سپس دفن میشوند که هرگز شناسنامهای نداشته و تولد و ازدواج و وفات آنها در هیچ سند رسمی ثبت نشده است. اینجا گورستان ایرانیان بدون شناسنامه است. در هر کدام از خانهها را که بزنید، با یک خانواده چند ده نفره بدون شناسنامه روبهرو خواهید شد. اینجا هیچ خانوادهای نیست که برای دریافت شناسنامه تشکیل پرونده نداده باشد. اینجا داشتن پروندههای چهل ساله، سی ساله، بیست ساله و کمتر و بیشتر امری عادی است. کاغذ خیلی از پروندهها زرد رنگ و پوسیده است و بسیاری از آدمهایی که سالها قبل با کلی امید تشکیل پرونده داده بودهاند، دیگر حتی زنده نیستند. روستای خاک سفیدی، محلی برای سیستانیهای بدون شناسنامه و فراموششده است. در خاک سفیدی، پیرزنها و پیرمردها و حتی بچههایی هستند که به عمرشان، حتی شهر زابل را که در ۶۰ کیلومتری روستاست، ندیدهاند.
بیرون آمدن از روستا، معنایش خطر کردن است. ممکن است سالم برگردی، ممکن هم هست که سر از افغانستان درآوری. چون در کل استان سیستانوبلوچستان، هر کسی که شناسنامه نداشته باشد، معنایش این است که آن فرد افغانستانی است و نیروی انتظامی به محض دستگیر کردن فرد، حق دارد که شخص را بلافاصله «رد مرز» کند. ردمرز یعنی اخراج از خاک خودی و گسیل کردن به سمت کشوری دیگر یعنی افغانستان. اتفاقی که سال ۸۹ برای محمد ۲۴ ساله افتاد. محمد به جرم نداشتن مدارک هویتی دستگیر و ردمرز شد. محمد، یک سال و نیم تمام در یکی از شهرهای افغانستان آواره بود و با مصیبت توانست خانوادهاش را از حال و روزش خبردار کند. مادرش؛ شایسته، تمام پولهایی را که ریال به ریال از سوزندوزی درآورده بود و پولی که از فامیل قرض گرفته بود، به یک قاچاقچی داد تا پسر جوانش را دوباره به ایران برگردانند!
ایرانیان بدون شناسنامه، نه در ایران به رسمیت شناخته میشوند و نه در افغانستان. در ایران برای آنها شناسنامه صادر نمیشود و وقتی به هنگام ردمرز وارد افغانستان میشوند، دولت افغانستان نیز آنها را ایرانی تلقی کرده و آنجا هم هیچگونه خدماتی دریافت نمیکنند. بدون شناسنامههای بسیاری با ترس و لرز و به شرط حفظ نامشان، از رفتار خشن پلیس، دریافت رشوه برای ردمرز نکردن و توهین به وقت بازداشت گزارش میدهند. از الفاظ رکیک، مشت و لگد تا بعضی رفتارهای غیراخلاقی دیگر. آنها در برابر این رفتارها کاملا بدون دفاع هستند، چون هیچ هویتی ندارند و حتی اگر بمیرند، نامی از آنها در هیچ کجا ثبت نمیشود که نیاز به پاسخگویی باشد….
«عزیز ده مرده»، مشهورترین شخصیت روستای خاک سفیدی است. او از وقتی که خودش را شناخته، دنبال دریافت شناسنامه بوده. مصاحبه او در نوجوانی، در حالی که ناگهان بغض میکند و به دلیل نداشتن شناسنامه شروع به گریه میکند، در شبکههای اجتماعی، بسیار دیده شده است. عزیز، امروز جوانی ۲۰ ساله است که با دختری بدون شناسنامه عقد کرده. عزیز، هنوز برای داشتن شناسنامه تلاش میکند. بارها به فرمانداری رفته و خواستار دریافت شناسنامه که حق هر شهروند ایرانی است، شده است. دوست صمیمی او محسن، شناسنامه دارد و سال قبل در کنکور شرکت کرده و در رشتهای که دوست داشته، قبول شده است. آنها هر دو باهم به یک مدرسه میرفتند. از کلاس اول تا دیپلم باهم بودند؛ با یک تفاوت بزرگ. محسن به راحتی ثبتنام میکرده و مثل هر دانشآموز دیگری درس میخوانده و در پایان سال، امتحان میداده و گواهی پایان تحصیلات دریافت میکرده. اما عزیز در تمام این سالها با کارت واکسن به مدرسه میرفته و برای آنکه بتواند درس بخواند، مثل توپ، میان فرمانداری و مدرسه در چرخش بوده. حضور او در کلاسها منوط به اجازه فرمانداری بوده، مثل همه دانشآموزان بدون شناسنامه دیگر. اما این به منزله پذیرش او به عنوان یک دانشآموز مثل سایر دانشآموزان شناسنامهدار دیگر نبوده. عزیز و تمام دانشآموزان بدون شناسنامه دیگر، «مستمع آزاد» محسوب میشوند. از آنها امتحان گرفته و نمره داده میشود، اما هرگز کارنامه رسمی به آنها داده نمیشود. یک دانشآموز بدون شناسنامه، باید خیلی شانس بیاورد که بتواند در مدرسه پذیرفته شده و ادامه تحصیل دهد. عزیز، تقریبا هر روز در فرمانداری است. او به شورای تامین استان التماس میکند که تا پیش از برگزاری کنکور به پرونده او رسیدگی کنند تا او با دریافت شناسنامه بتواند در آزمون شرکت کند.
نمرات عزیز به هنگام فارغالتحصیلی در سال دوازدهم، درخشان است. اما تا الان که تا زمان برگزاری کنکور چند روزی بیشتر نمانده، او هیچ پاسخ مساعدی دریافت نکرده است. پدر عزیز که مردی بسیار پیر و فرتوت است، در حالی که در تکهای سایه، به دیواری از خشت و گل تکیه داده، سرش را به افسوس تکان میدهد و با گویش سیستانی میگوید «شناسنامه!!» و چشم به زمین خاکی میدوزد…. «ماه جان» دو بچه دارد؛ محمد و زینب. او، شوهرش و بچههایش، هیچ کدام شناسنامه ندارند. شوهر ماه جان، یک چوپان ساده است. او هنگام تولد هر کدام از بچههایش مجبور به پرداخت حدود چهار تا پنج میلیون تومان پول به بیمارستان شده چون تمام بدون شناسنامهها، هزینه درمان خود را باید با تعرفه آزاد حساب کنند؛ یعنی درست مطابق هزینهای که برای یک تبعه خارجی محاسبه میشود. یعنی یک ایرانی بدون شناسنامه، همانقدر پول درمان باید بپردازد که یک مهاجر اهل افغانستان در ایران! بنابراین، میان ایرانیان بدون شناسنامه، بیماران زیادی وجود دارند که به دلیل نداشتن پول، توانی برای مراجعه به پزشک و دریافت درمانهای تکمیلی در بیمارستانها ندارند. بیماری قلبی، ارتوپدی، ترمیمی، چشمی و کم یا ناشنوایی از جمله بیماریهای فراگیری است که ایرانیان فاقد شناسنامه بسیاری را زمینگیر کرده است. حتی اگر امکانی برای پیگیری درمان آنها فراهم شود، نداشتن مدارک شناسایی، بزرگترین معضل است. خروج آنها از استان یا مراجعه به هر شهر دیگر، تنها با دستور دادستان ممکن است. تلختر آن است که در برگهای که برای تردد بیمار و همراهانش صادر میشود، آنها به عنوان «اتباع» معرفی میشوند و نه ایرانی….. «زیبا» ۲۳ ساله است. او در شانزدهسالگی ازدواج میکند و بلافاصله بچهدار میشود و یک دختر به دنیا میآورد. او شناسنامه ندارد. اما همسرش و دخترش شناسنامه دارند. یک سال پس از ازدواج، شوهرش به جرم حمل مواد به سی سال حبس محکوم میشود. زیبا هیچ مهارتی ندارد. حتی سوزندوزی که تقریبا تمام زنان بلوچ بلد هستند، نمیداند. او زندگی خود و دخترش را با یارانه میچرخاند. خودش میگوید «وقتی یارانه میگیرم، نمیدانم خرج خودم و دخترم را بدهم یا بفرستم زندان برای شوهرم. چون هشت سال از زندانش میگذرد و هیچ درآمدی ندارد.» یک «بلوک» (مادربزرگ در گویش سیستانی) تعریف میکند که یکی از زنان فامیل شوهرش که دو ماه از زایمانش میگذشته و در محله شیرآباد زاهدان زندگی میکرده، نوزادش را شیر میدهد و تا بچه به خواب میرود، مادر، میرود سرکوچه که نان بخرد. ناگهان نیروی انتظامی سر رسیده و از تمام کسانی که آن حوالی بودند، اوراق هویتی میخواهد. هر که مدارک نداشته، او را با ماشینی که آنجا بوده میفرستند مرز. زن هر چه گریه میکند که بچه کوچک دارد، بیفایده است. او هم ردمرز میشود…..
بزرگترین مشکل بدون شناسنامهها شغل است. اغلب آنها تقریبا هیچگونه سوادی ندارند. خروج از روستا یا محل اقامتشان به معنای قرارگرفتن در معرض خطر دستگیری است. بعضی از مردها برای پیدا کردن شغل در شهرهای بزرگ دیگری مثل کرمان، تهران، مشهد یا اصفهان ناچار به پرداخت رشوهای از یک تا چهار میلیون تومان میشوند که فقط خود را به این شهرها برسانند. پرداخت این رشوه سنگین تضمینی برای رسیدن آنها به شهر نیست. چون اگر توسط ماموران در ایست بازرسیهای بین راهی دستگیر شوند، سرنوشتی جز ردمرز نخواهند داشت. یک کارگر ایرانی بدون شناسنامه، دستمزدی که در وطن خودش دریافت میکند، مطابق دستمزد یک کارگر اهل افغانستان بدون مدارک در ایران است؛ با همان میزان ترس و لرز و نگرانی. نه تنها در شهرهای دیگر، حتی این اتفاق میتواند در همان شهر محل سکونتش رخ دهد.
یک ایرانی بدون شناسنامه، حتی اگر مثلا یک زمین کشاورزی داشته باشد و توان خرید یک خانه یا اتومبیل داشته باشد، مدارکی برای استفاده از این حق ندارد. ایرانیان بدون شناسنامه که اغلب پراکندگی آنها در نقاط مرزی و استانهایی چون خراسان رضوی، شمالی و جنوبی، مناطقی از جنوب و شرق کرمان، هرمزگان و به خصوص در سیستانوبلوچستان است، اغلب، مردمانی تهیدست هستند که از اولین حق خود، یعنی داشتن شناسنامه محرومند، یارانهای دریافت نمیکنند، از دریافت هرگونه خدمات بانکی محرومند، فرزندانشان به صورت رسمی امکان تحصیل ندارند، به دلیل خطر دستگیری، نمیتوانند سفر بروند و در مجموع، زندگی بسیار تلخ و اسفباری سپری میکنند. در سیل سال ۹۸ که در مقام کنشگر اجتماعی و برای کمک، تقریبا به تمام مناطق سیلزده ایران سفر کرده بودم؛ در آخرین بخش سفر خود وارد روستایی به نام «آبیل» در سیستان شدم. روستایی با ۱۸ خانوار که همگی بدون شناسنامه بودند و سیل، هست و نیست آنها را برده بود. آنها چادرهای هلال احمر را بر تلی از خاک و بلوکهای سیمانی باقیمانده از خانههای خود برپا کرده بودند. در حالی که نمایندگان بنیاد مسکن در حال ثبتنام از خانوادههایی بودند که خانه خود را بر اثر سیل از دست داده بودند، آنها امکان ثبتنام و دریافت وام نداشتند چون هیچکدام، شناسنامهای نداشتند. ما به نمایندگی از «گروه نیکوکاران ایرانزمین» برای هر هجده خانواده، خانه ساختیم و من پروندههای آنها را با خود برای پیگیری به تهران آوردم.
وقتی با یکی از مدیران ارشد ثبت احوال کشور در این خصوص ملاقات کردم، در کمال تعجب متوجه شدم ثبت احوال هیچ نقشی در صدور شناسنامه برای ایرانیان فاقد شناسنامه ندارد. اولین و آخرین مرجع اصلی و رسمی در مجوز صدور شناسنامه، شورای تامین در هر استان است. شورای تامین چند عضو رسمی دارد. نمایندگانی از وزارت کشور، وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران، استانداری و … اغلب اعضای شورای تامین که از افراد بومی و محلی همان منطقه هستند، ناشناس هستند. یعنی ممکن است کسی عضو شورای تامین باشد و کسی از هویت حقوقی او آگاه نباشد. امکان مصاحبه رسمی با آنها وجود ندارد. پروندههایی که در نوبت رسیدگی قرار دارند، ممکن است از دو سال تا چهل سال نیز قدمت داشته باشند. پروندههایی هستند که تمام مدارک خواسته شده از صاحبانشان کامل است. مثل استشهاد محلی، گواهی و مهر دهیار و اعضای شورای روستا یا شهر محل اقامت، معرفی اقوام نزدیک دارای شناسنامه مثل دایی، داییزادهها، عمو یا عموزادهها. حتی پروندههایی هستند که به مرحله آزمایش دیانای نیز رسیدهاند. برخی از صاحبان پرونده، به رغم گران بودن آزمایش دیانای که بالغ بر دو میلیون تومان است، این آزمایش را انجام داده و نتیجه را پیوست پرونده خود کردهاند؛ اما هنوز از شورای تامین هیچ پاسخی دریافت نکردهاند! به نظر میرسد شورای تامین، سختگیری انعطافناپذیری در صدور شناسنامه به خصوص در استان سیستانوبلوچستان داشته باشد. چرا که مرزنشین بودن اغلب این افراد بدون شناسنامه و مراوده با کشورهایی چون افغانستان و پاکستان، این ظن قوی را ایجاد میکند که آنها پیشینهای غیرایرانی دارند.
حتی برای ایرانیانی که حداقل سه نسل پیش از آنها در ایران متولد شدهاند اما برای مثال، نسل چهارم به جایی در افغانستان میرسد، به نظر میآید در عمل امکانی برای دریافت شناسنامه نخواهد داشت. جدیترین نقد وارده به اعضای شورای تامین، عملکرد غیرشفاف آنهاست. هزاران ایرانی بدون شناسنامه، سالهای طولانی است که به امید دریافت شناسنامه در فرمانداریها در تردد هستند و هیچگونه پاسخ روشنی دریافت نمیکنند. این در حالی است که برخورد صریح و شفاف و بیان دلایل عدم دریافت شناسنامه به این صف طولانی منتظران، حق قانونی و اساسی آنهاست. از سوی دیگر آنچه بسیار خودنمایی میکند خلأ جدی قوانین است. در حالی که در دیگر کشورهای توسعهیافته، برای مهاجران و پناهندگان قوانین کاملا مشخصی برای چگونگی دریافت تابعیت آن کشور وجود دارد و شخص مهاجرتکننده طی سالهایی مشخص و نه چندان طولانی، موفق به دریافت حق شهروندی و حقوقی مطابق با دیگر شهروندان آن کشور میشود؛ در ایران حتی اگر فرد بدون شناسنامه، زاده همین کشور و چند نسل از حضور و زندگیاش در ایران گذشته باشد، بازهم امکان دریافت تابعیت یا شناسنامه ایرانی نخواهد داشت. در حالی که بسیاری از ایرانیان فاقد شناسنامه بلوچهای اهل سنت و مرزنشینی هستند که مردان طبق سنت و عادتهای فرهنگی، دارای چند همسر و فرزندان بسیار هستند، هیچ آیندهای برای آنها قابل تصور نیست. آنها متولد میشوند، ازدواج میکنند و میمیرند و در هیچ کجا نامی از آنها ثبت نمیشود. فرزندان آنها تقریبا همه بیسواد هستند و این آمار ترسناک به شکل مضاعفی در حال رشد است. بسیاری از ایرانیان اطلاعی از وجود و چرایی هزاران ایرانی بدون شناسنامه ندارند. بهطور خلاصه میشود گفت اغلب ایرانیان بدون شناسنامه، روستاییانی هستند که در نقاط بسیار دوردست زندگی کرده و نداشتن جاده یا زندگی در جاهای صعبالعبور، آنها را کمتر روانه شهر میکند. روستاییانی که از اهمیت شناسنامه اطلاع کافی نداشتهاند و همین موجب شده نسل به نسل بدون شناسنامه بمانند. برخی دیگر نیز به دلیل نگرانی از «اجباری» رفتن فرزندان ذکور که نیروی کار مهمی در روستاها محسوب میشوند، از دریافت شناسنامه امتناع میکردهاند. برای درک اهمیت این معضل جالب است که بدانید در دوره استانداری «علی اوسط هاشمی» در استان سیستانوبلوچستان، طی یک دوره حدودا سه ساله، در شهرستان کوچک مرزی با عنوان «پیشین» برای ۲۳ هزار بلوچ ایرانی فاقد شناسنامه، شناسنامه صادر میشود. چون استاندار فردی قاطع بود که معتقد بود نباید هرگز قانونشکنی کرد، بلکه کافی است گاهی قانون را خم کرد و از امکان انعطافپذیری آن بهره برد.
source https://koodak.bashariyat.org/?p=39201
گزارش صوتی و تصویری جلسه سخنرانی کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان , ۲۵ ژوئن ۲۰۲۱
جلسه سخنرانی اعضای کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان در تاریخ ۲۵ ماه یونی ۲۰۲۱ با حضور اعضای کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان و جمعی از فعالان حقوق بشر و میهمانان دیگر درفضای مجازی زوم، یوتیوب و اپلیکیشن کانون برگزار گردید در این جلسه که با مدیریت خانم نرگس مباشری فر آغاز گردید اعضا به شرح ذیل ایراد سخنرانی کردند: گزارش خبری و تحلیل ان در خرداد ماه و بررسی ماده ۱۲ کنوانسیون حقوق کودک و مقایسه آن با قانون اساسی و خشونت علیه کودکان و ک مثل کودک مثل کوچک مثل کار و چرائی صدور اطلاعیه ۱۴۱۸ و در نهایت بحث آزاد جلسه هم با موضوع حق امنیت اجتماعی روز جهانی کودکان بیگناه و قربانی تجاوز به اجرا رسید. بانوان اشجعی و ده بزرگی و بهمنی راد و آقایان احمدی، ویسانیان، میرزاده و … بحث آزاد مشارکت و تبادل نظر کردند. ضمن تشکر از عوامل اجرایی . مسئول جلسه: نرگس مباشری فر .منشی جلسه: رضا ویسانیان .ادمینها : حمید رضائی آذریانی، آذر ارحمی، هادی درتومی، شکوفه ده بزرگی .مسئول ضبط و تدوین صدا در جلسه : حمید رضائی آذریانی .، علاقه مندان میتوانند گزارش صوتی جلسه فوق را از طریق فایل های صوتی زیر شنوا و همچنین گزارش تصویری جلسه را در کانال یوتیوب بشریت از طریق لینک زیر مشاهده نمایند.
۱۴۰۰ تیر ۵, شنبه
فاطمه سپهری: هنوز رئیسی سر کار نیامده جنایت در زندانها شروع شده
فاطمه سپهری در یک فایل تصویری پرده از جنایاتی که در زندان وکیل آباد مشهد صورت گرفته برداشته و گفت رئیسی هنوز تعویض پلاک نشده اینطور جنایت ها در حال وقوع است.
به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام ۲ تیر۱۴۰۰، فاطمه سپهری با انتنشار یک فایل تصویری از ضرب و شتم زندانیان سیاسی محمدحسین سپهری و کمال جعفری برغم یک ماه اعتصاب غذا و استمرار قطع تلفن آنها در زندان وکیل آباد مشهد خبر داد.
فاطمه سپهری خواهر زندانی سیاسی محمدحسین سپهری در این فایل تصویری گفت: «امروز دوم تیر رفتم ملاقات برادرم. از اول خرداد همراه با آقای کمال جعفری اعتصاب غذا کرده بودند چون تلفنهاشون رو از یازده فروردین قطع کردند.»
فاطمه سپهری در ادامه گفت: «ر
پایان اعتصاب آرمان فرهمند، متهم نوجوان در کانون اصلاح و تربیت سنندج
۰۴ تیر ۱۴۰۰
خبرگزاری هرانا – آرمان فرهمند، متهم نوجوان در کانون اصلاح و تربیت سنندج، روز پنجشنبه ۳ تیرماه، با وعده مساعد مسئولان نسبت به رسیدگی به خواستههایش، به اعتصاب خود پایان داد. وی از روز شنبه ۲۹ خردادماه، در اعتراض به بلاتکلیفی و عدم رسیدگی به پروندهاش، با دوختن لبهای خود دست به اعتصاب زده بود.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، روز پنجشنبه ۳ تیر ۱۴۰۰، آرمان فرهمند، متهم نوجوان در کانون اصلاح و تربیت سنندج، به اعتصاب خود پایان داد.
پایان اعتصاب وی در پی وعده مساعد مسئولان نسبت به رسیدگی به خواستههایش، صورت گرفته است.
میشل باشله: وضعیت حقوق بشر در ایران تکاندهنده است

گزارش دبیرکل ملل متحد توسط میشل باشله کمیسر عالی حقوق بشر ملل متحد به اعضای شورای حقوقبشر سازمان ملل متحد ارائه شد.
کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام ۲تیر ۱۴۰۰؛ میشل باشله کمیسر عالی حقوق بشر در ملل متحد روز ۲۲ ژوئن گزارش دبیرکل ملل متحد را به شورای حقوق بشر ارائه کرد. در این گزارش میشل باشله اظهار داشت وضعیت حقوق بشر در ایران تکاندهنده است.
۱۴۰۰ خرداد ۳۰, یکشنبه
انتقاد از اعزام نیروهای نابلد برای تدریس در مدارس محروم
۲۶ خرداد ۱۴۰۰
مدیرکل دفتر توسعه عدالت آموزشی و آموزش عشایر وزارت آموزش و پرورش بر ضرورت بهروز رسانی کانکسهای سیار مدارس عشایری تاکید کرد و گفت: مدرسه کانکسی باید به گونهای باشد که همه امکانات مانند پنل خورشیدی، صاعقه گیر، سرویس بهداشتی و تابلوی هوشمند را در خود داشته باشد.
محمدرضا سیفی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به برخی چالشهای پیش روی مدارس عشایری اظهار کرد: یکی از دغدغههای بزرگ ما مربوط به ۳۰۰۰ مدرسه سیار عشایری است و امیدواریم محل تحصیل دانش آموزان عشایری به روزرسانی و تبدیل به احسن شود.
وی افزود: سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور وعدههایی در این باره به ما داده اند. از جمله مهمترین معضلات ما کانتینرها و کانکسها هستند که لازم است در کنار آنها سرویس بهداشتی تعبیه شود.
تهران؛ یک قربانی کودک همسری به اتهام قتل همسرش بازداشت شد
۱۱.بهمن.۱۴۰۲هرانا در آبان ماه امسال یک قربانی کودک همسری در تهران با خوراندن قهوه مسموم به همسر خود، وی را به قتل رساند. طی روزهای اخیر، م...
-
۲۴ آذر ۱۴۰۲ حمید نیکزاد، مشاور وزیر آموزش و پرورش از برنامه ریزی برای «راه اندازی مدارس وابسته به حوزه علمیه» خبر داده و گفته که طرح پیوند...
-
۰۹ آبان ۱۴۰۰ ایسنا/زنجان معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری کل استان زنجان گفت: استان زنجان به لحاظ کودکهمسری وضعیت خوبی ندار...
-
16.11.1401 هرانا خبرگزاری هرانا – امروز یکشنبه شانزدهم بهمن، دانش آموزان سه مدرسه دخترانه و یک مدرسه پسرانه در قم بر اثر استنشاق گازی سمی، ...




