۱۴۰۲ بهمن ۳, سه‌شنبه

بچه‌های ایران چطور «اتباع بیگانه» شدند؟ سرنوشت دردناک یک قانون

فرزندان زنان ایرانی که با مردان تابع دیگر کشورها ازدواج می‌کنند، علی‌رغم زندگی در ایران، از حق تابعیت و همه حقوق ناشی از آن محروم هستند.

تابعیت، رابطه‌ای است سیاسی که فرد را به یک دولت معین پیوند می‌زند و برای طرفین حق و تکلیف ایجاد می‌کند. فرزندان زنان ایرانی که با مردان تابع دیگر کشورها ازدواج می‌کنند، علی‌رغم زندگی در ایران، از حق تابعیت و همه حقوق ناشی از آن محروم هستند.تابعیت، رابطه‌ای است سیاسی که فرد را به یک دولت معین پیوند می‌زند و برای طرفین حق و تکلیف ایجاد می‌کند.توضیح «ایران‌وایر»: «مرضیه محبی»، حقوق‌دان ایرانی، در این نوشته توضیح داده که ریشه «تبعه بیگانه» خواندن فرزندان با مادر ایرانی و پدر خارجی چیست و چرا جمهوری اسلامی، حقوق اساسی این افراد را نقض می‌کند.تابعیت، رابطه‌ای است سیاسی که فرد را به یک دولت معین پیوند می‌زند و برای طرفین حق و تکلیف ایجاد می‌کند. رابطه‌ای که آدمی را به محض ورود به عرصه زندگی، در حیات سیاسی ادغام می‌کند و نظام حقوقی کشور متبوع را بر وی حاکم می‌سازد.قوانین حاکم بر کشورهای جهان در مورد چگونگی ایجاد پیوند تابعیت بین فرد و دولت، دو نوع سیاست‌ورزی را پیشه کرده‌؛ برخی اصل خون و برخی اصل خاک را رعایت نموده‌اند. اصل یا سیستم خون، نظامی است که در آن تابعیت از طریق نسب یا خون بر کودک تحمیل می‌شود. در این سیستم، معمولا تابعیت مادر یا پدر، با تولد طفل استقرار می‌یابد. در ساختار تابعیت از طریق خاک، شهروندی افراد براساس محل تولد تعیین می‌شود و بر این اساس، هرکس تابعیت کشور محل تولد خود را کسب می‌کند.در ایران، نظام تابعیت بر سیستم خون استوار است. به محض تولد، تابعیت دولت متبوع پدر بر کودک تحمیل می‌شود، اما بر‌اساس یک سوگیری جنسیتی که از همان بدو تکوین قانون‌گذاری، یعنی سال ۱۳۱۳ شمسی حاکم بوده و بعد در دوران جمهوری اسلامی محصورتر هم شده، تابعیت مادر، نقشی در وضعیت فرزند ایفا نمی‌کند. این سنت قانونی باعث شده که فرزندان زنان ایرانی که با مردان تابع دیگر کشورها ازدواج می‌کنند، علی‌رغم زندگی در ایران، از حق تابعیت و همه حقوق ناشی از آن محروم شوند.بند دوم ماده ۹۷۶ قانون مدنی که در مقام بیان افراد تبعه ایران برآمده، کسانی را که پدر آن‌ها ایرانی است، تبعه ایران می‌داند و در بند چهارم آن، کسانی که در ایران از پدر و مادر خارجی که یکی از آن‌ها در ایران به دنیا آمده باشد را نیز، شایسته تابعیت ایران به حساب می‌آورد. بند پنجم این ماده، فرزندان پدران خارجی را که در ایران به دنیا آمده و پس از رسیدن به هجده سال، لااقل یک سال در ایران زندگی کرده باشند را نیز، تبعه ایران‌ می‌داند. این ماده اما هیچ سخنی از انتقال مستقل تابعیت از مادر ایرانی به میان نیاورده و فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی را، در معرض محرومیت از داشتن شناسنامه، یعنی سند هویت ایرانی قرار داده است.حتی اگر مفاد این ماده به‌نفع این کودکان تفسیر و ابهامات آن نادیده گرفته شود، اجرای آن با مانعی به نام مشروط شدن اعطای تابعیت، به ثبت رسمی ازدواج والدین این کودکان مواجه است. مساله این است، در حقوق کشور ما که مبتنی‌بر شرع است، رابطه زوجیت با اجرای صیغه شرعی عقد نکاح و قبول طرفین استقرار می‌یابد، در عین حال بنابر قانون، هر ازدواجی باید تشریفات ثبت رسمی در دفاتر رسمی ازدواج را طی کند، مردی که از ثبت رسمی ازدواج خودداری می‌کند، بنا بر ماده ۴۹ قانون حمایت خانواده، مجرم است، اما مجازات او، اثری در صحت عقد نمی‌گذارد و در‌هر‌حال صرف اجرای صیغه ازدواج، باعث استقرار آثار حقوقی عقد بر رابطه طرفین می‌شود. بنا بر ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی، سن ازدواج دختران در ایران سیزده سال است، اما پدر در صورت صلاحدید و اجازه دادگاه، می‌تواند دختر کمتر از سیزده سال را به عقد دیگری در بیاورد.حسب معمول، زنانی که با مردان خارجی در ایران ازدواج می‌کنند، قادر به ثبت ازدواج خود نیستند. هرچند ماده ۱۰۶۰ قانون مدنی، ازدواج مرد خارجی با زن ایرانی را موکول به تحصیل پروانه زناشویی از طریق وزارت کشور کرده است، اما برای گرفتن این پروانه، مرد تبعه خارجی باید شناسنامه و گذرنامه معتبر داشته باشد.در ایران، ازدواج‌های دختران ایرانی اغلب با اتباع افغانستان و در موارد اندکی با مردان عراقی یا پاکستانی یا دیگر کشورها صورت می‌پذیرد. این ازدواج‌ها بیشتر جنبه معامله بین پدر عروس و داماد را دارد، به‌خصوص که وجود سنت پرداخت «شیربها» در بین شهروندان افغانستان، این موضوع را پررنگ‌تر می‌کند.بسیاری از این ازدواج‌ها بین دختران خردسال و مردان متاهل صورت می‌گیرد و در بسیاری از آن‌ها، مردان مدارک شناسایی ضروری و اجازه اقامت در ایران را ندارند که بتوانند ازدواج را ثبت کنند و اساسا چنین عزمی هم در آن‌ها وجود ندارد. فقر، حاشیه‌نشینی و محرومیت‌های درهم‌تنیده، باعث می‌شود که زنان و کودکان در این ازدواج‌ها عملا قربانی شوند.مجموعه این اوضاع‌واحوال سبب شده که اجرای بندهای چهار و پنج ماده ۹۷۶ قانون مدنی ممکن نشود، زیرا عملا تفسیر این ماده در گفتمان مردسالار حاکم بر کشور ما همواره به ضرر زنان صورت گرفته و مانع اعطای تابعیت به فرزندانی که پدر خارجی داشته‌اند، شده است و علاوه‌بر آن، شرط ثبت رسمی ازدواج والدین، عملا محقق نمی‌شود.این کودکان هیچ اوراق هویتی ندارند. پدران افغانستانی آن‌ها نیز در کوران جنگ و ویرانی نتوانسته‌اند گذرنامه معتبر تحصیل کنند، چه برسد که برای فرزندانشان شناسنامه افغانستانی بگیرند، از‌این‌رو راه مدرسه بر آن‌ها بسته است و عملا امکان ثبت‌نام آن‌ها وجود ندارد و حتی از پناهندگان و مهاجرین که به یک نظام سیاسی دیگر متصل‌اند نیز، موقعیت بدتری دارند. آنان زندگی را با رویای مدرسه می‌گذرانند و از هرگونه امکانات اجتماعی نظیر تحصیل، بهداشت و درمان محرومند. این کودکان مصداق روشن همان «حیات برهنه» یا «هوموساکر»، نوشته فیلسوف معاصر ایتالیایی «جرجیو اگامبن» هستند که در نظم نمادین ادغام نشده و علی‌رغم آنکه زندگی آن‌ها ذیل سیاست قرار گرفته، سیاست از آن‌ها حمایت نمی‌کند‌ و آن‌ها را در شمول قانون قرار نمی‌دهد و از دایره حقوق‌بشر و حقوق شهروندی، به‌مثابه  یک مازاد، بیرون می‌گذارد.آنان محمل‌های مناسبی برای قاچاق انسان، قاچاق مواد‌مخدر و اعضای بدن، استثمار و سواستفاده جنسی‌اند. در کوچه‌پس‌کوچه‌های حاشیه شهرها به‌دنیا می‌آیند و می‌میرند، بی‌آنکه نامشان در جایی ثبت شود و در دفترهای زمان، اثری از زیست مشقت‌بارشان بماند.افزایش آمار این کودکان و مداخلات گسترده نهادهای جامعه مدنی، فعالان حقوق زنان و کنشگران اجتماعی که در دوره‌هایی از تاریخ پس از انقلاب ایران مجال فعالیت یافته‌اند و دانشگاه‌ها، (برای حفظ امانت و بی‌طرفی باید  بر نقش جمعیت دانشجویی امام علی تاکید کنم) باعث طرح گسترده مطالبات مردمی‌ای شد که نهایتا به تصویب قانون عقیم و بی‌ثمری تحت‌عنوان «ماده واحده قانون تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی» در سال ۱۳۸۵ در مجلس شورای اسلامی شد.این ماده واحده، به تابعیت اکتسابی نظر دارد، نه اصلی؛ و از همین رو  اعمال آن منوط به تقاضای فرزندان زنان ایرانی است. این  قانون تصریح کرده که این فرزندان باید در ایران، از مادر ایرانی متولد شده باشند، بنابراین التفاتی به حق مادر بر تابعیت ندارد، بلکه از سیستم خاک استفاده کرده است. اخذ تابعیت براساس این قانون، متوقف بر وجود پنج شرط است که عبارت‌اند از: اول، متقاضی تابعیت در خاک ایران متولد شده باشد. دوم، به سن هجده سال تمام رسیده باشد. سوم، فاقد سوء پیشینه کیفری و امنیتی باشد. چهارم، تابعیت غیر ایرانی را رد کرده باشد و پنجم، ازدواج والدین او با اجازه دولت ایران منعقد و ثبت شده باشد.شروط این ماده واحده عملا محقق نمی‌شد، زیرا همچنان که گفتیم، ازدواج والدین آن‌ها قابلیت ثبت و رسمیت یافتن نداشت. بیشتر پدران این فرزندان، پس از چندی به‌کلی ناپدید می‌شدند و به کشور خود بازمی‌گشتند، یا به جای دیگری مهاجرت می‌کردند. دیگر اینکه این قانون مقرر نموده بود که متقاضی، تابعیت قبلی خود، یعنی تابعیت کشور پدر که قهرا به وی منتقل شده را، «رد» کند. فرض کنیم کودکی حاصل ازدواج با یک تبعه عراق است و طبق قانون عراق، کودک به محض تولد، تابعیت پدر را کسب کرده بود. او باید شناسنامه و گذرنامه عراقی می‌داشت و به آن کشور سفر می‌کرد و تقاضای ترک تابعیت می‌یداد؛ تقاضایی که در بسیاری از سیستم‌های حقوقی پذیرفته نمی‌شود.طی این مراحل اساسا ممکن نمی‌شد، چون این کودکان مدارکی به‌همراه نداشتند و این سفر برایشان غیرممکن بود. قانون‌گذاران که شهروندان دوتابعیتی را تهدید بالقوه برای نظام به حساب می‌آورند، درکی از عدم امکان طی پروسه «رد تابعیت دولت متبوع پدر» از سوی این کودکان را نداشتند. از سلسله ابهامات و نارسایی‌های دیگر این قانون عبور می‌کنیم؛ به‌هرحال این قانون هیچ دردی از کودکان بی هویت را دوا نکرد.گذر زمان و افزایش آمار کودکان بی‌شناسنامه ‌و محرومیت آنان از همه حقوق شهروندی و مطالبات گسترده اجتماعی و تلاش‌های فعالان مدنی و کنشگران اجتماعی و سیاسی و برخی نمایندگان وقت مجلس شورای اسلامی، به‌خصوص اعضای  فراکسیون زنان، به تصویب پرماجرای «قانون اصلاح قانون تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی» در سال ۱۳۹۸ انجامید. قانونی که نهادهای اطلاعاتی و امنیتی، از‌جمله وزارت اطلاعات واطلاعات سپاه، بر سر آن به رقابتی سخت برخاستند.نیروهای امنیتی آن را مغایر امنیت کشور تلقی کرده و بارها اعلام کردند که افراد دارای تابعیت مضاعف، یک تهدید بالقوه امنیتی به حساب می‌آیند و شورای نگهبان دوبار به‌دلیل وجود شائبه‌های امنیتی، آن را به مجلس برگرداند و فعالان اجتماعی که آن‌قدر برای تصویب آن خون جگر خورده بودند، به‌ناگاه در برابر این خطر جدی قرار گرفتند که امتیازات این قانون ممکن است باعث رواج ازدواج با دختران ایرانی، توسعه کودک همسری، فروش کودکان و بدل شدن آنان به کالایی برای اخذ اقامت ایران و داشتن فرزندان تبعه ایران شود.این قانون بسیاری از موانع اجرایی ماده واحده قبلی را از میان برداشته و در صدر آن قید شده بود که فرزندان حاصل از «ازدواج شرعی» والدین، مشمول آن می‌شوند؛ یعنی مانعی تحت‌عنوان «ازدواج ثبت شده والدین» را از میان برداشت.نظر بسیاری از حقوق‌دانان و فعالان مدنی بر این بود که برای حل بحران تابعیت صدها هزار کودک، کسانی مشمول آن شوند که ازدواج شرعی پدر و مادرشان قبل از تصویب قانون اتفاق افتاده و کودکانی که پس از تصویب قانون به دنیا می‌آیند، تنها درصورتی قادر به اخذ تابعیت باشند، که والدین آن‌ها ازدواج خود را ثبت کرده باشند.به این دلیل که در لایحه جدید که اعطای تابعیت به کودکان ناشی از ازدواج‌های شرعی غیررسمی را پذیرفته و به پدران خارجی کودکان تبعه ایران حق اقامت در خاک ایران می‌داد، باعث می‌شد که پناهندگان کشورهای همسایه، ازدواج شرعی با دختران ایرانی را وسیله حل بحران‌های پناهندگی بدانند و این دختران را که اغلب کودک، تهیدست، حاشیه‌نشین و اسیر در محرومیت‌های طبقاتی، قومی، نژادی، مذهبی و جنسیتی بودند را، به متاعی برای سوداگری پدرانشان بدل کند.اما معلوم نیست در پس پرده چه می‌گذشت که در توافق دولت و مجلس، لایحه به‌سرعت تصویب شد و ازدواج‌های شرعی زنان ایرانی با مردان خارجی بی‌ هیچ قید‌وشرطی، منشا اثر قانونی شد و مجلس حاضر نشد آن را به بعد سرایت ندهد.به‌هر‌حال تصویب این قانون، روزنه‌ای در سپهر تیره‌و‌تار زندگی کودکان بی‌شناسنامه گشود و آنان را به داشتن حق شهروندی، یعنی حقی برای داشتن حقوق اجتماعی، سیاسی و مدنی، امیدوار کرد.گروهی که توانستند بر روند کند کندوکاوهای اطلاعات سپاه و اداره اطلاعات غالب آیند و کارشان به دادگاه و طرح دعوای اثبات نسب حوالت نشد، شناسنامه گرفتند. تنها پس از صدور حدود ۱۴ هزار شناسنامه در اجرای این قانون، زمزمه‌های امنیتی دوباره شروع شد و از سوی دیگر، حاکمیت که همچنان خود را در معرض تهدید امنیتی از جانب خیل پناهندگان می‌پنداشت، به زمینه‌سازی برای تشکیل نهادی جدید به نام «سازمان ملی مهاجرت»، طی قانون برنامه هفتم توسعه پرداخت و ایرادی که قبلا حاضر نشده بودند به آن توجه کنند -یعنی خطر سوءاستفاده از دختران ایرانی برای اخذ اقامت و تابعیت- عمده شد. به‌عنوان مثال، یک نماینده مجلس شورای اسلامی از بیم کودک‌همسری در استان‌های حاشیه‌ای در اجرای این قانون گفت و نماینده دیگری که عضو کمیسیون امنیت مجلس هم بود، آن را ناقض حقوق زنان ایرانی دانست.«فاطمه قاسم پور»، رییس وقت فراکسیون زنان مجلس، قانون را به‌دلیل تهدیداتی که متوجه زنان ایرانی می‌کرد، شایسته نسخ دانسته است.پس از چندی، حاصل همه زحمات نمایندگان جامعه مدنی و مطالبات فعالان حقوق زنان و کودکان و تلاش‌های برخی در دولت و مجلس، تحت‌تاثیر وجه بدبینانه و پارانوئید امنیتی سیاست در ایران، به‌ناگاه چاقوی ذبح شرعی بر گردن قانون تابعیت فرود آمد و در قانون برنامه هفتم توسعه، رای نمایندگان مجلس بر تشکیل  نهادی تحت‌عنوان سازمان ملی مهاجرت قرار گرفت که در ماده ۴۱ آن اعلام شد که «قانون اصلاح قانون تعیین تکلیف فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی، لغو می‌گردد.»این سازمان که انتقادهای زیادی بر شیوه تصویب و همچنین مفاد آن وارد شده، بنابر سامان بخشیدن به مقررات مهاجرت در ایران را دارد. هرچند نمایندگان مجلس می‌گویند فقط کلیات آن تصویب شده و نسخ قانون اعطای تابعیت سال ۱۳۹۸ در زمره کلیات نیست و امکان بازگشت آن وجود دارد، اما صدور شناسنامه برای مشمولین آن متوقف شده و این کودکان که قرار بود ایرانی به حساب بیایند، انسان‌هایی که در ایران به دنیا آمده، با فرهنگ ایرانی زیسته، به زبان فارسی سخن گفته و مادرشان ایرانی است، در قانون سازمان ملی مهاجرت، بدل به «مهاجر» شده‌اند و قرار است برایشان کارت اقامت و شناسه مربوط به پناهندگان صادر شود و دوباره فصل نوین بی‌هویتی آنان، آغاز شده است.


source https://koodak.bashariyat.org/?p=50794

۱۴۰۲ بهمن ۲, دوشنبه

درخواست اعاده دادرسی ساناز تفضلی، شهروند بهائی رد شد

درخواست اعاده دادرسی ساناز تفضلی، شهروند بهائی محبوس در زندان وکیل آباد مشهد، توسط دیوان عالی کشور رد شد.

یکی از اعضای خانواده این شهروند بهائی ضمن تایید این خبر به هرانا گفت: “دیوان عالی کشور بدون ارائه هیچ توضیحی، درخواست اعاده دادرسی خانم تفضلی را رد کرده است. تصمیم نهایی عالی ترین مرجع قضایی کشور هفته گذشته به وکیل مدافع خانم تفضلی اعلام شد.”

ساناز تفضلی در تاریخ یک آذرماه سال گذشته، توسط نیروهای اداره اطلاعات همراه با تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی خود و خانواده اش، بازداشت شد.

او پس از چندین بار تمدید قرار بازداشت، نهایتا در دی ماه به زندان وکیل آباد مشهد منتقل شد.

خانم تفضلی در مرداد امسال توسط شعبه یک دادگاه انقلاب مشهد به ریاست هادی منصوری از بابت اتهام “شکیل گروه به قصد برهم زدن امنیت داخلی” به شش سال و شش ماه حبس، در خصوص اتهام “اجتماع و تبانی به‌ قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور” به سه سال و هفت ماه حبس و از بابت اتهام “فعالیت آموزشی یا تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع مقدس اسلام در قالب فرقه، گروه، جمعیت یا مانند آن” به هشت ماه حبس محکوم شد. این حکم چندی پیش توسط شعبه سی و پنج دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی تایید شد.

با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی شش سال و شش ماه حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.

“کشف کتاب و آثار مربوط به آیین بهائی” و “تشکیل گروهای آموزشی برای کودکان بهائی” از مصادیق اتهامات مطروحه علیه این شهروند عنوان شده است.

ساناز تفضلی، چهل و پنج ساله، ساکن مشهد پیش از این نیز در اوایل دهه ۹۰، سابقه بازداشت و تحمل حبس را داشته است.

شهروندان بهائی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.

بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار شهروند بهائی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهائیان را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.( هرانا ۱۴۰۲/۱۱/۰۱)



source https://zanan.bashariyat.org/?p=59262

محکومیت یک شهروند به هفت ماه حبس به دلیل درگیری با «آمر به معروف»

یک شهروند ساکن آبیک استان قزوین به دلیل آنچه «ضرب‌وجرح آمر به معروف» عنوان شده، به هفت ماه حبس تعزیری و پرداخت جریمه نقدی محکوم شد

جلال حاجی‌نصیری، رئیس دادگستری این شهرستان، روز یکشنبه،‌ ۱ بهمن‌ماه،‌ به خبرگزاری فارس گفت به این پرونده به صورت «خاص»‌ و بر اساس «قانون حمایت از آمران معروف و ناهیان منکر» رسیدگی شده است.

رسانه‌های نزدیک به حکومت ایران روز دوم مهرماه امسال به نقل از رئیس دادگستری استان قزوین از بازداشت شهروندی خبر دادند که به گفته او اقدام به «ضرب‌وجرح یک آمر به معروف» کرده بود.

مقام‌های جمهوی اسلامی به افرادی که مخالفان حجاب اجباری را با تذکر و اقدامات دیگر آزار می‌دهند، «آمر به معروف» می‌خوانند.

این مقام جمهوری اسلامی اعلام کرد که این شهروند پس از تفهیم اتهام به دلیل «عجز از تودیع وثیقه» بازداشت و چند روز را در زندان به سر برده است.( رادیو فردا 



source https://zanan.bashariyat.org/?p=59260

تقابل حاکمیت با مخالفان حجاب؛ ارسال ۷۴ هزار پیامک بی‌حجابی در قم

بر اساس گزارشی که خبرگزاری صدا و سیما منتشر کرده از ابتدای سال ۱۴۰۲ تاکنون ۷۴ هزار پیامک بی‌حجابی به مالکان خودروها در استان قم ارسال شده است.

براساس گزارشی که خبرگزاری صداوسیما منتشر کرده، از ابتدای سال ۱۴۰۲ تاکنون، ۷۴ هزار پیامک بی‌حجابی به مالکان خودروها در استان قم ارسال شده است.

فرمانده انتظامی استان قم در این گزارش تصریح کرده است که در ده ماه گذشته از سال جاری، «یک هزار و ۱۹۶ پرونده ارجاع به حوزه قضایی» برای مالکان خودرو در این استان رقم خورده که ۶ برابر میزان نسبت به مدت مشابه سال قبل است.»

به گفته «محمدرضا میرحیدری» که در جلسه «قرارگاه ۱۹ دی» صحبت کرده است، در ده ماه گذشته ۱۳ هزار خودرو در ارتباط با حجاب «توقیف سیستمی» و بیش از هفت هزار خودرو، «توقیف فیزیکی» شده‌اند.

این مقام امنیتی استان قم تعداد پرونده‌های مفتوح شده در نهادهای قضایی برای مخالفان حجاب اجباری را ۱۹۶۸پرونده اعلام کرده است.

اعتراضات سراسری که در شهریور ۱۴۰۱ بعد از کشته شدن «مهسا (ژینا) امینی» در بازداشت گشت ارشاد آغاز شد، فشار نهادهای امنیتی و قضایی بر زنان مخالف حجاب اجباری در نقاط مختلف ایران شدت گرفته است.

ماموران نیروی انتظامی به گواه راویان و شاهدان عینی در ایران به‌شکلی گسترده اقدام به توقیف خودروهایی که مالکان یا سرنشینان آن با پوشش اختیاری در فضای عمومی حاضر می‌شوند کرده‌اند و عموما بعد از «سه پیامک» تذکر، خودرو را در هرکجا رویت کنند توقیف خواهند کرد.

فرمانده انتظامی استان قم در این جلسه تاکید کرده که تقابل نهادهای امنیتی با مخالفان حجاب اجباری تنها به توقیف خودروها محدود نشده و در ده ما گذشته از سال ۱۴۰۲  ۶۵ قهوه‌خانه و ۹ آرایشگاه زنانه پلمب شده و «۱۱ هزار لباس نامتعارف» در فروشگاه‌های این استان کشف شده است.

هم‌زمان صد نفر از اساتید حوزه علمیه قم، در نامه‌ای به سران سه قوه با بیان اینکه «معضل رهاشدگی بی‌حجابی وضعیت وخیم فرهنگی را تشدید کرده»، اعلام کردند «اکنون مساله از کشف حجاب سر فراتر رفته و موضوع نیمه‌برهنگی در میان آمده» و «بوستان‌ها و مراکز عمومی برای خانواده‌های متدین ناامن شده است.»

باوجود تشدید فشارهای حکومتی، نافرمانی مدنی زنان علیه حجاب اجباری در ایران ادامه پیدا کرده است.

لایحه عفاف و حجاب با ده‌ها ماده و تبصره محدود کننده علیه زنان در مجلس شورای اسلامی تصویب شده، اما شورای نگهبان در ماه گذشته برای دومین بار آن را به‌دلیل تناقضات و تعارضات واضح با قوانین موجود در ایران، به مجلس باز پس داده است.

به‌رغم محدودیت‌های بی‌شماری که حاکمیت برای مخالفان حجاب اجباری ایجاد کرده، اما با نزدیک شدن به زمان انتخابات مجلس خبرگان رهبری در روزهای پیش رو، مقامات جمهوری اسلامی بارها تاکید کرده‌اند «حق رای زنان بی‌حجاب» محفوظ است و بی‌حجابی آن‌ها موجب نمی‌شود که رای ندهند.

رهبر جمهوری اسلامی نیز بدون اشاره به آنچه در سال گذشته بر زنان ایران رفته است، در سخنرانی‌های اخیر خود بارها بر مشارکت زنان برای حضور در انتخابات و همکاری آن‌ها در جلب مشارکت همسران و فرزندانشان تاکید کرده است.(ایران وایر ۱ بهمن ۱۴۰۲)



source https://zanan.bashariyat.org/?p=59258

بروجرد، یک زن دانشجو با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی کشته شد

این تصویر یک مشخصه آلت خالی دارد؛ نام فایل آن image-203.png است

یک زن جوان دانشجوی اهل کوهدشت با هویت آناهیتا امیرپور، با شلیک مستقیم نیروهای لباس شخصی اداره اطلاعات در شهر بروجرد استان لُرستان کشته‌شد. نهادهای امنیتی با اعمال فشار بر خانواده و دوستان این دختر دانشجو و همچنین ربط دادن این موضوع به انفجار‌های کرمان می‌خواهند که این قتل عمد حکومتی را با ستاریو سازی به پرونده امنیتی تبدیل کنند.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، شامگاه جمعه ۲۹ دی ۱۴۰۲ (۱۹ ژانویه ۲۰۲۴)، نیروهای لباس شخصی اداره اطلاعات بروجرد در منطقه نظام‌آباد این شهر سرنشینان یک اتومبیل پژو ۲۰۶ را به رگبار بسته‌اند که در نتیجه آن یک زن دانشجوی ۲۰ ساله به نام آناهیتا امیرپور دانشجوی ترم اول رشته تربیت‌بدنی دانشگاه آزاد بروجرد در دم جانش را از دست داده است.

“م. جلایی‌فر” اهل بروجرد و راننده اتومبیل که وی نیز دانشجو بوده، به شدت مجروح و هم‌اینک در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان “شهید چمران” شهر بروجرد، تحت مراقبت‌ و بستری می‌باشد.

پس از آنکه نیروهای لباس شخصی اداره اطلاعات به سوی اتومبیل این دو دانشجو هجوم می‌برند و از آنها می‌خواهند که اتومبیل را متوقف و پیاده شوند. از آنجایی که این افراد لباس شخصی بر تن داشته‌اند، راننده ترسیده و اقدام به فرار کرده که در پی آن نیروهای لباس شخصی اداره اطلاعات اتومبیل این دو جوان را به رگبار بسته‌اند.

نهادهای امنیتی طی دو روز گذشته خانواده و دوستان این دو دانشجو را تحت فشار قرار داده‌اند که نباید درباره این موضع اطلاع‌رسانی کنند. در همین ارتباط، امروز یک‌شنبه دو نفر از پرسنل بیمارستان “شهید چمران” بروجرد توسط اداره اطلاعات این شهر احضار و به شدت مورد تهدید قرار گرفته‌اند.( هه نگاو جمعه ۲۹ دی ۱۴۰۲)



source https://zanan.bashariyat.org/?p=59255

۱۴۰۲ بهمن ۱, یکشنبه

شناسایی ۱۰۸ کودک کار در تهران

۲۸دی۱۴۰۲هرانا

خبرگزاری هرانا – دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان تهران از شناسایی و پذیرش ۱۰۸ کودک کار در این شهر خبر داد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از میزان، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان تهران توضیحاتی در خصوص کودکان کار شناسایی شده در شهر تهران ارائه داد.

علی صالحی، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان تهران در این خصوص گفت: در حال حاضر ۱۰ نقطه شاخص و دارای اولویت در شهر تهران شناسایی و با اقداماتی که در این حوزه ها انجام گرفته است تاکنون ۱۰۸ نفر از کودکان کار در این مناطق شناسایی، پذیرش و حمایت شدند.

وی همچنین با اشاره به افتتاح “مجتمع شوق زندگی” ویژه کودکان کار در شهر تهران افزود: در ماه‌ های گذشته مجتمع شوق زندگی برای کودکان بی‌ سرپرست و بدسرپرست در شهر تهران افتتاح شد. دستگاه قضایی نیز یک دادیار را به طور ویژه به منظور صدور دستورات لازم برای رسیدگی به وضعیت این کودکان در این مجتمع مستقر کرده است.



source https://koodak.bashariyat.org/?p=50729

۱۴۰۲ دی ۳۰, شنبه

قتل دختر جوان به دلیل مقاومت در برابر تجاوز؛ قاتل درخواست تعیین تکلیف کرد

قتل دختر جوان به دلیل مقاومت در برابر تجاوز؛ قاتل درخواست تعیین تکلیف کرد

مردی که برای تجاوز به دختری جوان وارد خانه او شده و در جنایتی هولناک دختر را به قتل رسانده‌ بود دوباره پای میز محاکمه رفت.

 متهم مدت‌ها بعد از قتل با گفته‌های دوست مقتول شناسایی و بازداشت شد. او به قصاص محکوم شده‌ بود؛ اما به دلیل عجز ولی دم از پرداخت تفاضل دیه، مرد محکوم که سجاد نام دارد، در زندان بلاتکلیف مانده بود تا اینکه درخواست تعیین تکلیف کرد.

9 سال قبل دختری به نام نازی در خانه‌اش به قتل رسید. زمان به قتل رسیدن نازی کسی در خانه نبود و چون شاهدی هم وجود نداشت این پرونده پیچیده شد. ماموران تحقیقات زیادی انجام دادند؛ اما راه به جایی نبردند. نحوه قتل نشان می‌داد دختر جوان قصد مقاومت داشته اما نتوانسته جان خود را نجات دهد و با ضربه چاقو کشته شده ‌است.

چند ماه بعد از قتل نازی یکی از دوستان او به پلیس گفت: هر وقت به خانه نازی می‌رفتم، می‌دیدم کارگری که در ساختمان روبه‌روست او را نگاه می‌کند. نازی از این مساله معذب بود و همیشه پرده اتاقش را می‌کشید. برای همین فکر می‌کنم ممکن است او کاری کرده‌ باشد.

ماموران مرد کارگر را که اهل افغانستان است شناسایی کردند و متوجه شدند او بعد از قتل نازی محل کارش را ترک کرده‌ است. با ردیابی‌های انجام‌گرفته پلیس متوجه شد متهم به نام سجاد در مرز تایباد است و قصد عبور از مرز را دارد. بلافاصه دستور بازداشت او صادر شد و ماموران مرزبانی مرد جوان را دستگیر کردند.

سجاد در بازجویی‌ها به قتل اعتراف کرد و گفت: از نازی خوشم آمده ‌بود. برای اینکه به او تعرض کنم زمانی که کسی در خانه نبود وارد خانه‌اش شدم. او مقاومت کرد به همین خاطر او را کشتم. چند روز بعد هم محل کارم را ترک کردم و می‌خواستم از مرز خارج شوم که بازداشت شدم.

با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهم در جلسه رسیدگی یک بار دیگر اتهام را قبول کرد اما گفت تعرضی صورت نگرفته است. با توجه به اینکه جسد فاسد شده ‌بود پزشکی قانونی هم نتوانست درباره تجاوز به دخترجوان اظهارنظر کند. به این ترتیب با درخواست مادر مقتول حکم قصاص سجاد صادر شد.

متهم که از سال 93 در زندان است بعد از 9 سال درخواست تعیین تکلیف کرد. از آنجا که مادر مقتول نتوانسته بود تفاضل دیه را پرداخت کند قضات به او فرصت پرداخت تفاضل دیه دادند اما این زن در مهلت قانونی هم نتوانست مبلغ تعیین‌شده را تهیه کند تا اینکه یک بار دیگر جلسه رسیدگی تشکیل شد.(دیده بان ایران ۱۴۰۲/۱۰/۲۹)



source https://zanan.bashariyat.org/?p=59246

۱۴۰۲ دی ۲۹, جمعه

برنامه پانصد و نود و نهم رادیو کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

13.ژانویه.2024

برنامه پانصد و نود و نهم رادیو کانون دفاع از حقوق بشر در ایران پنج شنبه 18 ژانویه 2024

صرفا جهت آگاهی( بررسی هدف دهم از اهداف سند۲۰۳۰ یونسکو و مقایسه آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ): کاری از کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

دریچه ای رو به آگاهی( بررسی سلامت روانی و امنیت در محیط کار با حق حیات سالم)
کاری از کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

خلاصه سخنرانی
موضوع : بررسی کنوانسیون حقوق بومیان
مهمان برنامه: آقای شهریار نقشبندی
با مدیریت: رضا شایگان

برنامه پانصد و نود و نهم رادیو کانون دفاع از حقوق بشر در ایران جمعه 19 ژانویه 2024
خلاصه سخنرانی
موضوع : تاثیر سدسازی بر خشک شدن آب های جاری
سخنران: فرشته خیام الحسینی

کتاب گویا (شرح کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض نژادی قسمت دوم ):
کاری از کمیته ی دفاع از حقوق پیروان سایر ادیان با همکاری کمیته ی پژوهش

خلاصه بحث آزاد
موضوع : حق حیات ( تاثیر تغییرات اقلیمی بر فرهنگ و هنر ایران
با مدیریت : آقای کریم ناصری

 

برنامه پانصد و نود و نهم رادیو کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

برنامه پانصد و نود و نهم رادیو کانون دفاع از حقوق بشر در ایران شنبه 13 ژانویه 2024

گزارش هفتگی نقض حقوق اقوام و ملل ایرانی: مرضیه علی کرمی

گلبانگ ( تبت یدا از یوسف منزوی): پروین محمدی افقا

دانستنی ها و شنیدنی ها( اختلال اضطراب جدایی): سیاوش نوروزی

گزارش هفتگی نقض حقوق کودک و نوجوان: محمودرضا صالحی

انسان و زمین ( نابودی حیات وحش- مرگ ناگوار زمین قسمت اول): فرشته خیام الحسینی

گزارش نقض حقوق محیط زیست: منصوره عسگری

نوای نای( جنگ مذهب ها از سیمین بهبهانی): شراره هادیزاده رییسی

برنامه پانصد و نود و نهم رادیو کانون دفاع از حقوق بشر در ایران یکشنبه 14 ژانویه 2024

گزارش هفتگی نقض حقوق کار و کارگر: عباس منفرد

انسان و زمین ( نابودی حیات وحش- مرگ ناگوار زمین قسمت دوم: فرشته خیام الحسینی

گزارش هفتگی نقض حقوق محیط زیست: منصوره عسگری

گلبانگ ( طنز یعنی … از سام البرز): پروین محمدی افقا

گزارش نقض حقوق اقوام و ملل ایرانی: مرضیه علی کرمی

صرفا جهت آگاهی ( کنوانسیون عدم تبعیض در آموزش و پرورش): مهسا یاحق

برنامه پانصد و نود و نهم رادیو کانون دفاع از حقوق بشر در ایران دوشنبه 15 ژانویه 2024

گزارش هفتگی نقض حقوق هنر و هنرمندان : بهاره مسگری

گلبانگ ( تورا چه سود..!): مهناز ترابی

دانستنی ها و شنیدنی ها( فرهنگ ایران باستان ): لیلا باستانی

گزارش هفتگی نقض حقوق زنان: امیررضا ولی زاده

زن زندگی آزادی ( آتنا حاجی محمدی): مهرناز جلالوند

گزارش نقض حقوق کار و کارگر : عباس منفرد- آرمان توکلی

دانستنی ها و شنیدنی ها ( مدیریت نابسامان منابع آب): مرضیه علی کرمی

گزارش نقض حقوق پیروان سایر ادیان : صمد جعفری- شراره هادیزاده رییسی

فراموشتان نمیکنیم( برزین حمزه زاده ۱۶ ساله): مهرناز جلالوند

برنامه پانصد و نود و نهم رادیو کانون دفاع از حقوق بشر در ایران سه شنبه 16 ژانویه 2024

گزارش هفتگی نقض حقوق اقوام و ملل ایرانی : مرضیه علی کرمی

گلبانگ( عجب سیاست کثیفی از شاعر علی بختیاری ): پروین محمدی افقا

دانستنی ها و شنیدنی ها( آیا رژیم غذایی مبتنی بر گیاهان سالم تر است؟!): شیما یاحق

گزارش هفتگی نقض حقوق محیط زیست: بهاره مسگری

زنان جاویدان ( تاریخ مبارزه سردار ایرانی، یوتا): پروین محمدی افقا

گزارش هفتگی نقض حقوق زنان: فهیمه تیموری

فراموشتان نمیکنیم( سالگرد اعدام وحشتیانه محمد حسینی و محمد مهدی کرمی): مهرناز جلالوند

گزارش نقض حقوق کودک و نوجوان: صمد جعفری- محمودرضا صالحی

موفقیت های زندگی( روش فرزندپروری مقتدرانه): پروین محمدی افقا

برنامه پانصد و نود و نهم رادیو کانون دفاع از حقوق بشر در ایران چهارشنبه 17 ژانویه 2024

گزارش هفتگی نقض حقوق زنان: مرضیه علی کرمی

گلبانگ( خدا از شاعر سارا وردیان) : پروین محمدی افقا

دانستنی ها و شنیدنی ها( سیمای دو زن): مرضیه علی کرمی

گزارش هفتگی نقض حقوق پیروان سایر ادیان : شراره هادیزاده رییسی

فراموشتان نمیکنیم( برزین حمزه زاده ): سینا اشجعی

گزارش نقض حقوق هنر و هنرمندان : بهاره مسگری- امیررضا ولی زاده

ورزشکاران در تبعید( بهمن نصیری): سینا اشجعی

برنامه پانصد و نود و نهم رادیو کانون دفاع از حقوق بشر در ایران پنج شنبه 18 ژانویه 2024

صرفا جهت آگاهی( بررسی هدف دهم از اهداف سند۲۰۳۰ یونسکو و مقایسه آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ): کاری از کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

دریچه ای رو به آگاهی( بررسی سلامت روانی و امنیت در محیط کار با حق حیات سالم)
کاری از کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

خلاصه سخنرانی
موضوع : بررسی کنوانسیون حقوق بومیان
مهمان برنامه: آقای شهریار نقشبندی
با مدیریت: رضا شایگان

برنامه پانصد و نود و نهم رادیو کانون دفاع از حقوق بشر در ایران جمعه 19 ژانویه 2024
خلاصه سخنرانی
موضوع : تاثیر سدسازی بر خشک شدن آب های جاری
سخنران: فرشته خیام الحسینی

کتاب گویا (شرح کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض نژادی قسمت دوم ):
کاری از کمیته ی دفاع از حقوق پیروان سایر ادیان با همکاری کمیته ی پژوهش

خلاصه بحث آزاد
موضوع : حق حیات ( تاثیر تغییرات اقلیمی بر فرهنگ و هنر ایران
با مدیریت : آقای کریم ناصری

 



source https://koodak.bashariyat.org/?p=50716

لیست کتابهای دسامبر ۲۰۲۳

۱-هری پاتر و قدیسان مرگبار

جی‌کی رولینگ نویسنده سری کتاب‌های داستان هری پاتر به زبان انگلیسی است. او با کتاب‌های هری پاتر شهرت جهانی پیدا کرد و جوایز بسیاری را به خود اختصاص داد.

۲-هزیان و رویا

نویسنده: زیگموند فروید، مترجم: محمود نوائی. این اثر هنری که نمونه‌ای است از خاطرات سرکوب شده دوران کودکی تأیید می‌کند که غیر منطقی‌ترین اعمال ما تحت تأثیر خاطرات و حتی خاطرات فراموش شده دوران کودکی است.

۳-پنج روز در پاریس

اثر دانیل استیل، ترجمه: مریم صنیعی. پیتر؛ مدیریت یک شرکت داروسازی را برعهده دارد که دارای مراکز مختلفی در کشورهای اروپایی است. سفر به پاریس و تبادل نظر با گروه محققان همواره برای وی جالب بوده است. او اینک به پاریس آمده تا آرزوی بزرگ حیاتش را برآورده سازد، زیرا او می‌توانست در آینده‌ای نزدیک، دورنمای حیات تمام مبتلایان به سرطان را تغییر دهد و …

۴- متن‌هایی برای هیچ

نویسنده: ساموئل بکت، ترجمه: علیرضا طاهری عراقی. داستان‌ها و متن‌هایی برای هیچ مجموعه‌ای از داستان‌های ساموئل بکت است. این مجموعه سه داستان کوتاه بکت و سیزده قطعه نثر کوتاه را که او متن‌هایی برای هیچ نامیده دربرمی‌گیرد.

۵- زمانی برای گریستن نیست

نویسنده: جوی فیلدینگ، ترجمه: شادان مهران مقدم. این کتاب درباره، مشکلات پنهان در جامعه، روابط ناصحیح عاطفی میان اعضای یک خانواده و در نهایت ناهنجاری‌هایی که در پی این معضلات برای تک‌تک افراد پیش می‌آید.

۶- وانمود کن او را نمی‌بینی

نویسنده: ماری هیگینز کلارس، ترجمه: نفیسه معتکف. زنی جوان، در زمانی نابه‌جا، در مکانی نابه‌جا، به طور ناخواسته درگیر ماجرای یک قتل می‌شود… او ناگزیر است با هویتی دروغین به شهری دیگر برود تا راز قتل را آشکار کند ولی…

۷- عبارت‌های تأکیدی

نویسنده: غلامرضا معصومی. در این کتاب مجموعه عبارات تأکیدی از این کتاب‌ها گردآوری شده است: قانون توانگری، قانون شفا، چشم دل بگشا، از دولت عشق و نوشته‌هایی از اسکاول شین.

۸- آدم‌های بی‌شناسنامه

نویسنده: عزیز نسین، ترجمه: رضا همراه. کتاب آدم‌های بی‌شناسنامه نوشته عزیز نسین درباره فردی به نام زنده هست که شناسنامه ندارد و زندگیش مختل شده و داستان‌های جالبی برایش اتفاق می‌افتد…

۹- چطور با هر جور آدمی ارتباط برقرار کنیم؟

نویسنده: لیل لوندز، ترجمه: فرخ بافنده. این کتاب، ۹۲ ترفند ساده را به شما معرفی می‌کند تا با استفاده از آن بتوانید هم در زندگی، هم کار و هم در عشق یک گفتگو کننده‌ی برتر شوید و به خواسته‌هایتان برسید.

۱۰- روانشناسی تنبلی

نویسنده: ادوین سی بلس، ترجمه: مهدی قراچه داغی. به نظر می‌رسد که تنبلی یکی از واقعیات بی‌چون و چرای زندگی است. انسان‌های موفق کسانی هستند که تنبلی را بخشی از طبیعت انسان قلمداد کرده و در پی راه‌های رویارویی با آن هستند.

۱۱- شهر بی‌جغرافیا (گچساران)

مجموعه‌ای به قلم سیاوش میرزاده، زندانی دو رژیم سلطنتی و اسلامی، شاعر و عضو کانون نویسندگان و در تبعید و نیز شاعر می‌باشد که با نثری روان داستان‌های این کتاب را روایت می‌کند.

۱۲- مواجهه روشنفکران ایرانی  با دین و تصوف در بوته نقد

نویسنده: زهیر باقری نوع‌پرست. نویسنده در این کتاب به آثار روشنفکران ایرانی‌ای می‌پردازد که به‌ صورت مستقیم نقدهایی به دین و تصوف وارد کرده‌اند. آثار فتحعلی آخوندزاده، علی دشتی، احمد کسروی و آرامش دوستدار در این کتاب مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرند. کتاب مکتوبات کمال‌الدوله از آخوندزاده، کتاب‌های عقلا برخلاف عقل و تخت پولاد از علی دشتی، کتاب‌های صوفی‌گری و در پیرامون اسلام از احمد کسروی و کتاب ملاحظات فلسفی در دین، علم و تفکر از آرامش دوستدار مورد بررسی قرار می‌گیرند



source https://koodak.bashariyat.org/?p=50709

۱۴۰۲ دی ۲۸, پنجشنبه

یک ماه پس از بازداشت؛ تداوم بی خبری از وضعیت یکتا فهندژ سعدی

 یکتا فهندژ سعدی، شهروند بهائی علیرغم گذشت یک ماه از زمان بازداشت و انتقال به بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز، کماکان در بلاتکلیفی بسر میبرد. عدم برقراری تماس خانم فهندژ سعدی با خانواده خود، به افزایش نگرانی های آنها منجر شده است.

خانم فهندژ سعدی از زمان بازداشت تاکنون هیچ تماسی با بستگان خود نداشته است. خانواده این شهروند بهائی نیز علیرغم مراجعات مکرر به نهادهای امنیتی و قضایی، تاکنون موفق به ملاقات با فرزندشان نشده اند، موضوعی که به نگرانی های آنها دامن زده است.

یکتا فهندژ سعدی در تاریخ بیست و هفتم آذرماه، توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود در شیراز بازداشت و سپس به بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهر موسوم به پلاک ۱۰۰ منتقل شد.

تا لحظه تنظیم این گزارش از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه وی اطلاعی حاصل نشده است.

یکتا فهندژ سعدی پیش از این نیز به واسطه فعالیت های خود سابقه بازداشت و محکومیت را داشته است.

شهروندان بهائی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.

بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار نفر بهائی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهائیان را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.(هرانا ۱۴۰۲/۱۰/۲۷)



source https://zanan.bashariyat.org/?p=59229

تهران؛ یک قربانی کودک همسری به اتهام قتل همسرش بازداشت شد

۱۱.بهمن.۱۴۰۲هرانا در آبان ماه امسال یک قربانی کودک همسری در تهران با خوراندن قهوه مسموم به همسر خود، وی را به قتل رساند. طی روزهای اخیر، م...