۱۴۰۰ شهریور ۱۳, شنبه

با پایان مرخصی؛ گیتی پورفاضل به زندان اوین بازگشت

گیتی پورفاضل، وکیل بازنشسته دادگستری و زندانی سیاسی، عصر امروز جمعه ۱۲ شهریورماه با پایان ایام مرخصی به زندان اوین بازگشت. خانم پورفاضل پیشتر در تاریخ ۳ مرداد امسال در پی ابتلا به ویروس کرونا، از زندان اوین به مرخصی اعزام شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز جمعه ۱۲ شهریورماه۱۴۰۰، گیتی پورفاضل، وکیل بازنشسته دادگستری و زندانی سیاسی با پایان ایام مرخصی به زندان اوین بازگشت.

خانم پورفاضل در تاریخ ۳ مرداد امسال به دلیل شیوع ویروس کرونا در بند زنان زندان اوین و ابتلای وی به کرونا به مرخصی اعزام شد. به گفته یک منبع مطلع بازگشت وی به زندان در شرایطی است که او شرایط لازم برای آزادی مشروط را داشته است.
اواسط مردادماه ۹۸، نامه‌ای با امضای ۱۴ تن از کنشگران مدنی مبنی بر درخواست استعفای آیت الله خامنه ای منتشر شده بود. با انتشار این نامه شماری از امضاکنندگان بازداشت و برخی نیز تحت فشار قرار گرفتند. در ادامه این نامه، نامه دیگری با محتوای مشابه تحت عنوان ۱۴ فعال مدنی زن منتشر شد. گیتی پورفاضل یکی از امضاکنندگان بیانیه ۱۴ فعال مدنی زن، مبنی بر درخواست استعفای آیت الله خامنه ای است.

گیتی پورفاضل در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ توسط نیروهای امنیتی در همین رابطه بازداشت و پس از گذشت بیش از یک ماه با پایان مراحل بازجویی به بند زنان زندان اوین منتقل شد. خانم پورفاضل نهایتا در تاریخ ۲۲ آبان ۱۳۹۸ با تودیع قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد.

این کنشگر مدنی مدتی بعد توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری محاکمه و از بابت اتهامات اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور به ۳ سال و ۶ ماه حبس و از بابت اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به ۸ ماه حبس و مجموعا به ۴ سال و ۲ ماه حبس تعزیری و ‏۲ سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و دستجات سیاسی محکوم شد. از این میزان با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۳ سال و ۶ ماه حبس تعزیری قابل اجرا بود. این حکم پس از عدم اعتراض به رای صادره به ۲ سال و ۳ ماه حبس تعزیری تقلیل یافت.
خانم پورفاضل ۱۶ شهریورماه ۹۹ پس از حضور در دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل شده بود.

گیتی پورفاضل، وکیل پایه یک دادگستری و عضو کانون وکلا، در آخرین سال پیش از انقلاب بهمن ۵۷ پروانه‌ی وکالت خود را دریافت کرد. پس از پیروزی انقلاب به دلیل انتقادهای وی از ساختار حقوقی تازه مستقر شده در نظام جدید، در سال ۱۳۶۲ پروانه‌ی وکالتش لغو شد. این لغو پروانه تا سال ۱۳۷۶ ادامه پیدا کرد و در این سال و پس از انتخابات کانون وکلا و رسیدگی به پرونده‌ی وی، پروانه‌ی وکالتش به او مسترد شد.

خانم پورفاضل پیشتر در آبان ماه سال ۹۳ در جریان یک تجمع در اعتراض به اسید پاشی بازداشت و سپس آزاد شده بود.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=45767

با اتمام ایام مرخصی؛ آرزو قاسمی به زندان اوین بازگشت

آرزو قاسمی، زندانی سیاسی، امروز یکشنبه ۷ شهریورماه، با اتمام ایام مرخصی به زندان اوین بازگشت. خانم قاسمی در تاریخ ۲۹ تیرماه، در پی تایید ابتلا به ویروس کرونا از زندان اوین به مرخصی استعلاجی اعزام شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز یکشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۰، آرزو قاسمی، زندانی سیاسی، با اتمام ایام مرخصی به زندان اوین بازگشت.

خانم قاسمی پیشتر در تاریخ ۲۹ تیرماه، در پی تایید ابتلا به ویروس کرونا از زندان اوین به مرخصی استعلاجی اعزام شده بود.
آرزو قاسمی پیشتر در تاریخ ۳۰ آبان‌ماه ۹۸ جریان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و مدتی بعد با تودیع قرار به صورت موقت تا پایان مراحل دادرسی آزاد شده بود.

وی نهایتا توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه، از بابت اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی داخلی/خارجی به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد. این محکومیت پس از تسلیم به رای و اعمال قانون کاهش مجازات به ۱ سال و ۶ ماه حبس تعزیری تقلیل یافت.

وی در تاریخ ۱۹ مرداد ۹۹ جهت تحمل حبس راهی زندان اوین شد.

آرزو قاسمی متولد سال ۱۳۷۷ در تهران است.

لازم به اشاره است اعتراضات آبان ماه، به مجموعه اعتراضات سراسری گفته می شود که از روز جمعه ۲۴ آبان ماه ۹۸ با اعلام افزایش بی سابقه قیمت بنزین در ده‌ها شهر ایران با حضور بی سابقه معترضین در خیابان‌ها آغاز شد و برای چند روز ادامه یافت. محمد جواد کولیوند، نماینده مردم کرج در مجلس گفت این اعتراضات در ۷۱۹ نقطه از کشور رخ داد. سید حسین نقوی حسینی سخنگوی وقت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز، آمار بازداشتی های اعتراضات اخیر را حدود ۷ هزار نفر اعلام کرد. بر اساس گزارشات نهادهای مدافع حقوق بشر صدها تن نیز در پی این اعتراضات خونین جان باختند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=45753

قصور پزشکی؛ مرگ سومین مادر در هنگام زایمان در ازنا / پزشک مربوطه ممنوع‌الکار شد

فرماندار ازنا از فوت یک مادر ۲۳ ساله بر اثر قصور پزشکی در هنگام زایمان در شهرستان ازنا خبر داد. وی با بیان اینکه این سومین مادر است که در سال گذشته بر اثر قصور پزشکی در بیمارستان امام علی ازنا حین زایمان جان خود را از دست می دهد گفت که پزشک مربوطه ممنوع الکار شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا، فرماندار ازنا از فوت یک مادر ۲۳ ساله بر اثر قصور پزشکی در هنگام زایمان در شهرستان ازنا خبر داد.

حشمت بهمنی در این خصوص اظهار داشت: “شب گذشته یک مادر ۲۳ ساله برای وضع حمل به بیمارستان امام علی ازنا مراجعه کرد که متاسفانه فوت می‌کند. این سومین مادر باردار است که در یک سال گذشته بر اثر قصور پزشکی در بیمارستان امام علی ازنا حین زایمان به دیار باقی می‌شتابد”.

وی افزود: “مرگ این مادر باردار به علت کوتاهی و عدم هماهنگی و نداشتن تجربه کافی توسط پزشک معالج رقم خورده است”.

بهمنی ادامه داد: “پس از این اتفاق شورای تأمین شهرستان تشکیل و پیگیر ممنوع‌الکار شدن پزشک معالج شدیم و وی نمی‌تواند فعلا فعالیت داشته باشد”.

وی عنوان کرد: “پیگیر علت فوت این مادران باردار هستیم، دادستان شهرستان ورود کرده و خانواده‌های متوفی هم شکایت کرده‌اند و پرونده در حال بررسی است”.

فرماندار ازنا همچنین تاکید کرد: “متاسفانه علاوه بر بحث زایمان در چندین مورد دیگر نیز کمبود پزشکان متخصص باعث حوادث ناگواری شده است”.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=45764

گزارشی از آخرین وضعیت آتنا دائمی در زندان لاکان رشت

آتنا دائمی، زندانی محبوس در زندان لاکان رشت که پیشتر به ناکارآمدی مسئولین زندان معترض شد و از این جهت دست به اعتصاب غذا زده بود. او پس از تحقق خواسته های زندانیان و رسیدگی به وظایف عقب مانده وضعیت زندانیان به اعتصاب خود پایان داد. اما اکنون از تماس با بیرون از زندان محروم شده است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی؛ آتنا دائمی، فعال مدنی و زندانی محبوس در زندان لاکان رشت، در تاریخ ۲۱ مردادماه ۱۴۰۰، به ناکارآمدی مسئولین و قطعی مکرر برق اعتصاب کرد او پس از پنج روز در ۲۶ مردادماه، با وعده مسئولین به اعتصاب غذای خود پایان داد.

خانم دائمی، از داخل زندان امکان تماس تلفنی با خانواده اش را ندارد و همین امر باعث نگرانی خانواده و نزدیکان وی شده است.

پدر آتنا می گوید: از شنبه ششم شهریور ماه، ملاقات من و مادر آتنا که به تهران برگشتیم تا به امروز هیچ خبری از آتنا نداریم. هر روز به زندان زنگ میزنم و به ما می گویند که حالش خوب است وما هم باید باور داشته باشیم که حال دخترمون خوبه ؟

مادر آتنا دائمی، حال روز خوشی ندارد و بی‌قراره او می گوید: «تا صدای آتنا را نشنوم نمیتوانم آرام بگیرم، دوباره از من خواسته که به دیدن آتنا برویم فقط چهار روزه آتنا را ندیده و می گوید اگر تلفن داشت حداقل می‌توانستم صدایش را بشنوم و دلم آروم می‌گرفت،»

خانواده آتنا می گویند: «هفت ساله ما تحت فشاریم هفت ساله دوری آتنا ونبودنش در کنارمان را تحمل کردیم، ولی این ظلمی که حکومت بر ما روا داشته و کیلومترها دخترم را از ما دور کرده فقط وفقط شنیدن صدای آتنا می توانست قدری آرامش به ما بدهد که آن هم را از ما گرفتند. امروز کسی حق تماس را از آتنای من سلب کرده که سنش از آتنای من کمتره یا اینکه هم سن آتنای من است و برای خودشیفتگی و پست و مقام و درجه حاضر شده این ظلم را در حق ما اجحاف بکند. اما نمی‌داند با این کارش چه دلهایی را شکسته و چه آهی پشت خود و خانواده اش گذاشته است.

حس مادری یعنی اینکه نمیتونی آرام و قرارداشته باشی تا صدای فرزندت را نشنوی یا نبینیش،»

آنسیه دائمی خواهر آتنا دائمی، با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود ضمن اعلام این خبر گفت؛ «کارت تلفن آتنا را ضبط کردند و حق تماس با ما را هم ازش سلب کرده اند”، بعد از ۶ سال حبس آتنا حدس میزد که این اتفاق بیافتد اما خوشحال بود از اینکه تلفن بقیه وصل میشه و آزادیها از سر گرفته میشه.»

آتنا دائمی، از آذرماه ۹۵ دوره محکومیت خود را در زندان اوین آغاز کرد و سال ۹۷، همراه با گلرخ ابراهیمی آریایی، با گشایش پرونده ای دیگر مواجه و در نهایت توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش منابع مطلع: دادگاه برای هردوی آنها مجازات های تکمیلی اتخاذ کرد. دو سال محرومیت در گروه ها و احزاب محکوم شد. این حکم مدتی بعد در مرحله دادگاه تجدید نظر بدون تشکیل جلسه عینا تائید شد. با اعمال ماده ۱۳۴ مدت ۲ سال و ۱ ماه از این حبس برای هر یک از آنها قابل اجرا است.

خانم دائمی تیرماه ۹۹، از بابت پرونده‌ای که در دوران حبس علیه او اعمال شده بود توسط شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمدرضا عموزاد به ۲ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم گردید.

آتنا دائمی نهایتا ظهر روز سه‌شنبه ۲۶ اسفند ماه سال گذشته با پابند و دستبند از زندان اوین خارج و ساعت ۸ شب از زندان اوین به زندان لاکان رشت تبعید شد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=45761

۲۲ سال پس از کوی دانشگاه ۱۳۷۸؛ فرشته علیزاده کجاست؟

۲۲ سال بعد از واقعه کوی دانشگاه ۱۳۷۸، هیچ خبری از سرنوشت فرشته علیزاده در دست نیست و طی این ۲۲ سال، نه حکومت، هیچ‌گونه توضیحی درباره سرنوشت دانشجوی سابق دانشگاه الزهرا ارائه داده و نه خانواده او حاضر شده‌اند درباره سرنوشت دخترشان اطلاع رسانی بکنند.

هر سال اما همزمان با سالگرد کوی دانشگاه ۱۳۷۸ نام فرشته علیزاده در کنار سعید زینالی به عنوان دانشجویانی که در جریان حمله به کوی دانشگاه بازداشت و مفقود شدند در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مطرح می‌شود.

نهم شهریور، روز جهانی ناپدیدشدگان قهری است. ناپدیدشدگان سیاسی که هیچ آمار رسمی و دقیقی از آنها در دست نیست و تاکنون حداقل نام و پرونده ۵۲۲ نفر که در جمهوری اسلامی ایران به شکل قهری ناپدید شده‌اند در گروه کاری ناپدید شدگان سازمان ملل ثبت شده است که حدود ۱۰۰ نفر از این تعداد زن هستند اما اطلاعات چندانی درباره آنها در دست نیست.

ناپدیدشده قهری به کسی گفته می‌شود که توسط دولت یا یک سازمان سیاسی یا شخص یا اشخاص ثالث با اجازه، حمایت یا با اطلاع دولت یا سازمان سیاسی به طور مخفیانه ربوده یا زندانی شده باشد و این وضعیت با خودداری از اعلام سرنوشت یا محل نگهداری شخص به قصد قرار دادن قربانی در خارج از حمایت قانون، تداوم یابد.

جمهوری اسلامی کنوانسیون بین‌المللی ناپدیدشدگان قهری را امضا نکرده و روابطش با این گروه کاری سازمان ملل متحد، جنبه الزام‌آور ندارد اما بر اساس اصل ۳۲ قانون اساسی «هیچ کس‏ را نمی‏‌توان‏ دستگیر کرد مگر به‏ حکم‏ و ترتیبی‏ که‏ قانون‏ معین‏ می‏‌کند. در صورت‏ بازداشت‏، موضوع‏ اتهام‏ باید با ذکر دلایل‏ بلافاصله‏ کتباً به‏ متهم‏ ابلاغ‏ و تفهیم‏ شود و حداکثر ظرف‏ مدت‏ ۲۴ ساعت‏ پرونده‏ مقدماتی‏ به‏ مراجع صالحه‏ قضایی‏ ارسال‏ و مقدمات‏ محاکمه‏، در اسرع‏ وقت‏ فراهم‏ گردد. متخلف‏ از این‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ می‏‌شود».

فرشته علیزاده کیست؟
صفحه ویکی پدیای فرشته علیزاده او را «فعال دانشجویی دانشگاه الزهرا و مسئول برد انجمن این دانشگاه» معرفی کرده که «در میان درگیری‌های بین دانشجویان و پلیس در کوی دانشگاه تهران در وقایع ۱۸ تیر ۷۸ ناپدید شد. منابع دانشجویی معتقدند که او کشته شده‌ است».

از ۱۳ لینکی که این صفحه ارجاع می‌دهد، تنها یک لینک باز می‌شود و سایر لینک‌ها یا باز نمی‌شوند یا به صفحاتی می‌روند که می‌گوید «چنین صفحه‌ای وجود ندارد». تنها صفحه‌ای هم که باز می‌شود اطلاعاتی درباره خانم علیزاده و سرنوشت او ارائه نمی‌دهد.

طی سال‌های گذشته اما عکسی با عنوان «آخرین عکس از فرشته علیزاده» در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. عکسی معروف از حسن سربخشیان، که همزمان با وقایع کوی دانشگاه در روزنامه صبح امروز منتشر شده بود و دختری را درون یک ماشین زرهی نظامی نشان می‌دهد که اطراف ماشین، نیروهای نظامی ایستاده‌اند. شاهرخ ابراهیمی از فعالان سیاسی در ایران اما در توئیتر خود نوشته است که «این عكس كه اشتباهاً به نام فرشته علیزاده در فضاى مجازى چند سالى است كه منتشر شده مربوط به فاطمه بیک‌زاده (همسرم) است كه سال ٩٠ در حادثه‌اى فوت شدند و مربوط به ١٩ تیر ٧٨ می باشد».

در کنار اینها عدم اطلاع‌رسانی خانواده فرشته علیزاده و سکوت مسئولان قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی به شبهاتی دامن زده که منجر به انکار وجود فرشته علیزاده یا دست کم، انکار بازداشت او، از سوی عده‌ای شده است.

پیگیری‌های رادیو فردا اما نشان می‌دهد که فرشته علیزاده، دانشجوی دانشگاه الزهرا در تهران بود که در جریان درگیری‌های کوی دانشگاه تهران مفقود شد و خانواده او حداقل تا سال ۱۳۸۱ یعنی سه سال بعد از واقعه کوی دانشگاه، پیگیر وضعیت و سرنوشت او بوده‌اند.

علی‌اکبر موسوی خوئینی، نماینده مجلس ششم که در آن زمان پیگیر وضعیت دانشجویان بازداشتی بود، اسفند ۱۳۸۱ در یک سخنرانی در دانشگاه امیرکبیر گفته بود که فرشته علیزاده «دانشجوی سبزواری که مسئول برد انجمن دانشگاه الزهرا نیز بوده در پی حوادث کوی دانشگاه ربوده شده و ناپدید میشود. مادر این دانشجو شش ماه پس از این ماجرا در اثر فشار و رابطه عاطفی قوی با فرزند خود در اثر عارضه قلبی فوت می‌کند. برادر این دانشجو که معلم می‌باشد تمام تلاش خود را می‌کند ولی اثری از خواهر خود در هیچکدام از بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها نمی‌یابد. خانواده فرشته علیزاده در حال حاضر در تلاش برای برقراری ارتباط با بازرسان سازمان ملل هستند و هنوز با گذشت چندین سال از حادثه کوی دانشگاه هنوز خبری از او نیافته‌اند و هیچ کدام از نهادها حاضر به پاسخگویی به آنها نشده‌اند».

خانواده فرشته علیزاده اما هیچ‌گاه با با بازرسان سازمان ملل ارتباط برقرار نمی‌کنند.

آقای موسوی خوئینی که در حال حاضر در آمریکا ساکن است، در گفت‌وگو با رادیو فردا می‌گوید که خانواده فرشته علیزاده برای پیگیری وضعیت او به مجلس مراجعه و شکایت کرده بودند: «تا جایی که خاطرم است برادر و همسر برادرشان مراجعه می‌کردند. خانواده اصلی یعنی مادرشان ساکن یکی از شهرهای استان خراسان بودند و برادرشان می‌گفت که خیلی پیگیر هستند اما من با مادرشان صحبت نکرده‌ام. الان هم خاطرم نیست که پدرشان در قید حیات بودند یا نه اما برادرشان پی‌گیر بودند و به مجلس می‌آمدند».

بعد از مدتی اما برادر فرشته علیزاده گفته است که امکان پیگیری ندارد. علی اکبر موسوی خوئینی در این باره می‌گوید: «بعد از مدتی برادر خانم علیزاده گفتند که از اینجا به بعد دیگر نمی‌توانم بیایم و مراجعه کنم. تهدیدهایی شده بودند. چنین چیزهایی می‌گفتند و در تماس‌هایی که با برادرشان داشتیم از یک مرحله به بعد حس کردیم که دیگر امکان اینکه ارتباط بگیرد و پیگیر این موضوع باشد را ندارد. گفتند که چون معلم بودند در شرایط شغلی‌شان هم محدودیت‌هایی دچار شده اند».

آقای موسوی خوئینی توضیح می‌دهد: «خانواده‌اش یکجوری صحبت می‌کردند برعکس خانواده سعید زینالی، یک حالتی با نگرانی که زیاد نمی‌خواهند سروصدایی شود و با چنین حالتی با ما مواجه می‌شدند و من احساس می‌کردم که در شرایط خطر هستند برای همین آن زمان رسانه‌ای نکردیم و مدت‌ها بعد که زمان گذشت و از گرفتن خبر ناامید شدیم در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها اشاره کردم و مفقود شدن خانم فرشته علیزاده را اعلام عمومی کردم».

آخرین تماس فرشته علیزاده
عکسی از فرشته علیزاده در دست نیست و موسوی خوئینی می‌گوید «عکس خانم فرشته علیزاده در اختیار ما نبود اما برادرش به ما نشان داد و گفت این خواهر من است. می‌گفت بقیه خانواده تهران نیستند و شهرستان هستند».

آخرین تماس فرشته علیزاده با خانواده‌اش در همان شلوغی‌های کوی دانشگاه ۷۸ بوده است. آقای موسوی خوئینی توضیح می‌دهد: «برادرش می‌گفت آخرین تماسی که با خانواده‌اش داشته از یک تلفن کارتی در میدان ولیعصر به مادرش در شهرستان زنگ زده و گفته که می‌خواهد پیش خانواده‌اش برود و بلیط قطار دارد ولی از آن لحظه به بعد خانواده دیگر خبری ندارند».

نماینده سابق مجلس می‌گوید که پی‌گیری های او و دیگر نمایندگان درباره دو نفر بی‌نتیجه مانده است: «با تمام نهادهایی که دسترسی داشتیم مکاتبه کردیم و با بخش‌های پارلمانی این نهادها مطرح کردیم اما دو نفر را هیچ پاسخی نگرفتیم یکی خانم فرشته علیزاده بود و یکی هم آقای سعید زینالی. هیچ کدام از نهادها بر عهده نگرفتند که بازداشت کرده باشند».

پیگیری‌های زهرا رهنورد هم بی‌نتیجه ماند
علی‌اکبر موسوی خوئینی نمی‌داند که فرشته علیزاده دانشجوی چه رشته‌ای بوده اما رئیس وقت دانشگاه الزهرا تأیید کرده است که خانم علیزاده، دانشجوی این دانشگاه بوده و در جریان واقعه کوی دانشگاه ۱۳۷۸ مفقود شده است: «برادرش گفت دانشجوی دانشگاه الزهرا بود با خانم دکتر زهرا رهنورد که در آن مقطع ریاست دانشگاه الزهرا را برعهده داشت شخصاً تلفنی صحبت کردم تلاشم این بود که ببینیم ایشان در این رابطه چه اقداماتی کردند و هماهنگی باشد. خاطرم است که مفقود شدن خانم علیزاده را تأیید کرد و گفت که مسئول حراست دانشگاه را مأمور پیگیری کرده و مرتب دارند پیگیری می‌کنند. مسئولین حراست هم هرچقدر تلاش کرده بودند که خبری از خانم علیزاده بگیرند تقریبا شبیه پیگیری‌هایی بود که خود بنده داشتم که کسی برعهده نگرفت که ایشان را بازداشت کرده باشد. قرار شد با خانم رهنورد در تماس باشیم که اگر اطلاعات جدیدی به دست آوردیم به همدیگر اطلاع دهیم که تقریباً متأسفانه نه ما توانستیم پاسخی بگیریم و نه خانم رهنورد در دانشگاه الزهرا. من از هرکسی هم که می پرسیدم کسانی که در زندان اوین بودند یا بعدها آزاد شدند ایشان را نمی‌شناختند».

آقای موسوی خوئینی می‌گوید: «دانشگاه الزهرا و خانم رهنورد تأیید کردند خانم علیزاده، دانشجوی این دانشگاه بوده و مفقود شده است. تأیید کردند که فعالیت‌هایی هم داشته و یک دانشجوی عادی که فقط کلاس درس برود نبوده. خانم رهنورد در این حد از بخش‌های مختلف دانشگاه کسب اطلاع کرده بود و پیگیری‌های ایشان هم نتیجه ای نداشت. خیلی ناراحت بود و می‌گفت هرچه داریم پیگیری می‌کنیم کسی برعهده نمی‌گیرد که ایشان را بازداشت کرده باشد.»

اکرم نقابی، مادر سعید زینالی اما به رادیو فردا می‌گوید که خانواده فرشته علیزاده را در مراجعه به مجلس برای ثبت شکایت درباره فرزندش دیده است و «آخرین بار پدر و دایی اش را یکبار در دادگستری دیدم مادر فرشته سکته قلبی کرده و فوت کرده بود و پدرش گریه می‌کرد و می‌گفت نتوانست دوام بیاورد. می‌گفت هیچ کسی پاسخی نمی‌دهد و قبول نمی‌کنند که فرشته را بازداشت کرده‌اند. حال پدرش خوب نبود. من هم حالم خوب نبود و اینقدر وضعیت بدی سر سعید داشتم که نتوانستم پیگیری کنم و نمی‌دانم چه اتفاقی برای آنها افتاد».

پیگیری‌های رادیو فردا برای ارتباط با خانواده فرشته علیزاده تاکنون به نتیجه‌ای نرسیده است و نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی هیچ توضیحی درباره او و سرنوشتش نمی‌دهند.

بعد از ۲۲ سال اما هر سال در سالگرد کوی دانشگاه ۷۸ نام او همراه با عکسی منتشر می‌شود که متعلق به او نیست و این همه‌چیزی است که از مسئول بورد و دانشجوی فعال دانشگاه الزهرا باقی مانده است.

خانواده سعید زینالی، دیگر ناپدید شده قهری کوی دانشگاه، اما در سال‌های گذشته بارها در مصاحبه با رسانه‌ها از پیگیری‌های خود سخن گفته و خواستار پاسخگویی مسئولان در قبال سرنوشت فرزندشان شده‌اند.

سعید زینالی، فارغ‌التحصیل رشتهٔ کامپیوتر از دانشگاه تهران بود که در جریان اعتراضات کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ در منزل مسکونی خود بازداشت شد. به‌ گفته خانواده‌‌اش دو یا سه ماه بعد از بازداشت «از زندان تماس گرفت و گفت من خوب هستم و دنبال کارهایم باشید» اما بعد از آن دیگر هیچ خبری از سرنوشت او در دست نیست.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=45760

۱۴۰۰ شهریور ۱۲, جمعه

فراخوان ویژه کلاب هاوس با موضوع بررسی حقوق بشر در افغانستان



source https://koodak.bashariyat.org/?p=39861

تصادف هولناک پسر کوچولو تهرانی با قطار / پایش قطع شد

۱۱ شهریور ۱۴۰۰

حوادث رکنا: سازمان اورژانس اعلام کرد بعدازظهر امروز یک کودک ۱۱ ساله با قطار در تهران تصادف کرد و پای چپ خود را از دست داد.

به گزارش رکنا، روابط عمومی اورژانس کشور اعلام کرد: حوالی ساعت ۱۵:۲۳ دقیقه امروز (پنجشنبه) تصادف عابر با قطار در ایستگاه شهرقدس به مرکز ۱۱۵ اورژانس تهران اعلام شد.

بلافاصله یک فروند بالگرد و یک دستگاه آمبولانس به محل حادثه اعزام شد.
بنابراین گزارش، در این حادثه متاسفانه کودک ۱۱ ساله پای چپ خود را از دست داد که بعد از اقدامات اولیه توسط نیروهای اورژانس به مرکز درمانی انتقال یافت.



source https://koodak.bashariyat.org/?p=39858

غرق‌شدگی کودک ۲ ساله در استخر باغ

۱۱ شهریور ۱۴۰۰

حوادث رکنا:کودک یک سال و هشت ماهه در استخر باغ غرق شد.

به گزارش رکنا، عباس عابدی، سخنگوی مرکز اورژانس اصفهان با اشاره به حادثه ویژه غرق شدگی در استخر باغ، اظهار کرد: حدود ساعت ۱۴:۴۴ بامداد امروز طی تماس تلفنی با اتاق فرمان ۱۱۵ اصفهان این حادثه به مرکز اورژانس اصفهان خبر داد.

وی ادامه داد: این حادثه در زازران، جلال آباد رخ داده است و یک کد آمبولانس اورژانس پیش بیمارستانی به محل حادثه اعزام شد.
سخنگوی مرکز اورژانس اصفهان خاطرنشان کرد: پس از بررسی‌های اولیه، مشخص شد که در این حادثه یک کودک یک سال و هشت ماه مصدوم شده است.
وی تصریح کرد: پس از انجام عملیات نجات، مصدومان برای ادامه روند درمان به بیمارستان امام خمینی فلاورجان منتقل شد.

 

 



source https://koodak.bashariyat.org/?p=39855

۱۴۰۰ شهریور ۱۰, چهارشنبه

پسر 17ساله مادرش را با دستمال خفه کرد/ او اختلال روانی دارد

۱۰ شهریور ۱۴۰۰

ساعت 24-یکم شهریور امسال پسر نوجوانی با مرکز فوریت‌های پلیسی 110 تماس گرفت و با صدایی لرزان به 110 گفت: من مادرم را خفه کرده‌ام.

پس از این تماس خیلی زود مأموران گشت کلانتری به محل زندگی پسر نوجوان رفتند و وقتی مأموران پلیس وارد آپارتمان شدند پسر نوجوانی به‌نام فرزاد 17ساله در را باز کرد و گفت: من مادرم را کشته‌ام. سپس مأموران را به سمت آشپزخانه برد و جسد مادرش را که به پهلو روی زمین افتاده بود، نشان داد.

پسر نوجوان که گریه می‌کرد، گفت: نفهمیدم چه کار کردم حالم خوب نبود انگار دچار توهم شده بودم. مادرم در آشپزخانه سرگرم آشپزی بود که یک دفعه به طرفش رفتم. یک دستمال قرمز رنگ برداشتم و از پشت دور گردنش انداختم و آنقدر کشیدم تا مادرم خفه شد اما وقتی روی زمین افتاد یک دفعه به خودم آمدم. اما دیگر مادرم نفس نمی‌کشید.

وی درباره انگیزه خود از این جنایت هولناک گفت: چند سال قبل پدر و مادرم از هم جدا شدند. پدرم معتاد و بیکار بود با این حال حضانت ما به پدرم رسید اما وقتی پدرم دوباره ازدواج کرد من خیلی سرخورده شدم و در 12 سالگی شروع به مصرف مواد مخدر کردم. بعد از مدتی وقتی بزرگتر شدم چون می‌دانستم مادرم تنها و بی‌پناه است تصمیم گرفتم پیش مادرم برگردم و اعتیادم را ترک کنم تا بتوانم از مادرم حمایت کنم. برای ترک اعتیادم از داروهای اعصاب و روانی که مادرم استفاده می‌کرد می‌خوردم اما این قرص‌ها به من حالت توهم می‌داد و امروز هم به خاطر همین توهم مادرم را کشتم.
به‌ دنبال اعتراف‌های تکان دهنده پسر نوجوان، وی به اداره پلیس آگاهی منتقل شد. به دستور بازپرس کشیک قتل جسد زن جوان به پزشکی قانونی منتقل شد. با تکمیل پرونده پسر نوجوان به اتهام قتل به کانون اصلاح و تربیت معرفی شد.

همچنین نتایج تست روانی و شخصیتی متهم نشان می‌داد وی دچار اختلال در شخصیت بوده است بدین ترتیب تحقیقات بیشتر در این پرونده ادامه دارد.

 



source https://koodak.bashariyat.org/?p=39853

درخواست اعدام برای دختر ۱۴ ساله ای که مادرش را کشت

۰۹ شهریور ۱۴۰۰

دختر ۱۴ ساله که به خاطر اعتراض های مادرش به وقت گذرانی زیاد او درفضای مجازی وی را خفه کرده بود، در حالی به پرداخت دیه و حبس در کانون محکوم شده که مادربزرگش به این رأی اعتراض کرده و او را مستحق اعدام می‌داند.

شهریور سال ۹۹ دختر نوجوانی در تماس با اورژانس در حالی که گریه می‌کرد از بیهوش شدن مادرش خبر داد و تقاضای کمک کرد.

در ادامه امدادگران به محل اعلام شده رفتند و با جسد زنی ۴۰ ساله مواجه شدند که ساعاتی از فوت او گذشته بود. مأموران اورژانس با مشاهده آثار کبودی روی گردن زن ۴۰ ساله بلافاصله پلیس را در جریان قرار دادند.

پس از حضور مأموران پلیس در محل، به تحقیق از دختر نوجوان پرداختند که وی در توضیح ماجرا گفت: چند ساعت قبل در اتاقم نشسته بودم که صدای افتادن مادرم را شنیدم وقتی به آشپزخانه آمدم دیدم مادرم بی‌هوش روی زمین افتاده و بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم. پس از اظهارات مرجان جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و چند روز بعد پزشکی قانونی علت مرگ را خفگی بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن اعلام کرد و فرضیه جنایت قوت گرفت بنابراین پلیس دوباره مرجان را مورد بازجویی قرار داد که این بار گفت: شب حادثه با مادرم درگیری لفظی و بعد هم فیزیکی پیدا کردم اما بعد از آن آشتی کردیم و مادرم یک قرص خورد و خوابید. صبح که بیدار شدم مادرم هنوز خواب بود. نزدیک ظهر بیدار شد و به آشپزخانه رفت تا آب بخورد که روی زمین افتاد و بیهوش شد.

در حالی که صحبت‌های دختر ۱۴ ساله با تناقض‌هایی همراه بود پدر وی گفت: من و همسرم حدود ۲۰ سال قبل ازدواج کردیم. اما سال‌هاست که با هم اختلاف داریم و فقط به خاطر دخترمان کنار هم زندگی می‌کردیم. تا اینکه حدود دو هفته قبل با همسرم درگیر شدم و این بار خانه را ترک کردم و به خانه مادرم رفتم. مرجان هم همراه من به آنجا آمد. در این مدت در خانه مادرم بودیم. تا اینکه پنجشنبه دخترم گفت دلش برای مادرش تنگ شده و از من خواست او را به خانه ببرم تا کنار مادرش باشد. عصر پنجشنبه او را رساندم و خودم رفتم. دیگر خبری از آنها نداشتم تا اینکه ظهر جمعه دخترم زنگ زد و گفت حال مادرش بد شده و زمین خورده است.

در ادامه بازجویی‌ها سرانجام مرجان به قتل مادرش اعتراف کرد و گفت: چون زمان زیادی با تلفن همراه سرگرم بودم و وقت زیادی را در فضای مجازی می‌گذراندم، مادرم همیشه به من اعتراض می‌کرد. من هم دیگر از حرف‌هایش خسته شده بودم. وقتی پدرم با مادرم دعوا و قهر کرد و می‌خواست خانه را ترک کند به او گفتم من هم همراهش می‌روم اما چند روز بعد دلم برای مادرم تنگ شد و از پدرم خواستم مرا به خانه برگرداند. روز حادثه دوباره با مادرم سر همین موضوع درگیر شدیم و کارمان به کتک کاری کشید و بعد هم هر دو با ناراحتی خوابیدیم. حدود ساعت ۵ صبح بود که برایم پیام آمد و بیدار شدم. با گوشی سرگرم بودم که مادرم وارد اتاق شد و با دیدن گوشی تلفن در دستم داد و بیداد به راه انداخت. از حرف‌ها و رفتارش خیلی ناراحت شدم. احساس حقارت کردم. به همین خاطر در یک لحظه سیم شارژر تلفن همراهم را دور گردنش انداختم و کشیدم. مادرم به سختی تلاش می‌کرد و می‌خواست خودش را نجات دهد اما انگار روح شیطانی در بدنم نفوذ کرده بود و به من دستور می‌داد سیم را با تمام قدرتم دور گردنش فشار دهم. بالاخره مادرم بیهوش روی زمین افتاد. من که انگار تازه به خودم آمده بودم با دیدن مادرم در آن حالت پشیمان شدم و گریه کردم. اما هیچ راهی نداشتم. بعد تصمیم گرفتم با دروغگویی پلیس را گمراه کنم.

با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه ۴ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.

در ابتدای جلسه مادربزرگ مرجان درخواست قصاص کرد و گفت: نوه‌ام دخترم را کشته و حالا هم باید اعدام شود.

سپس دختر نوجوان که از کانون به دادگاه منتقل شده بود اتهامش را پذیرفت و دوباره ماجرا را برای قضات شرح داد.

در ادامه قضات وارد شور شدند و با توجه به سن متهم که هنگام ارتکاب جرم زیر ۱۸سال بود و بر اساس نظر پزشکی قانونی در رشد عقلی وی شبهه وجود دارد، او را از قصاص معاف و به پرداخت دیه و سه سال نگهداری در کانون اصلاح و تربیت محکوم کردند اما این حکم با اعتراض اولیای دم برای بررسی بیشتر به دیوان عالی کشور فرستاده شد.



source https://koodak.bashariyat.org/?p=39850

تهران؛ یک قربانی کودک همسری به اتهام قتل همسرش بازداشت شد

۱۱.بهمن.۱۴۰۲هرانا در آبان ماه امسال یک قربانی کودک همسری در تهران با خوراندن قهوه مسموم به همسر خود، وی را به قتل رساند. طی روزهای اخیر، م...